وقتی ما خوابیم

گاهی تلاش ها و زحمت ها اینطور پنهان میمونن و فقط خدا ازشون خبر داره.

.......

برای بانو کاغذ الگو خریدم و حالا میره کلاس خیاطی پیش همون خانوم خیاط که لباس رو خیلی ارزون میدوخت. بنابراین بانو شبها همش داره نقاشی میکشه و کاغذ میبره و محلی به ما نمیزاره. منم که از این روحیه ها خوشم نمیاد اما دیگه باید تحمل کنم. اون کلا کم حرفه چه برسه به وقتی که کار هم داشته باشه.

.......

گاهی تنهایی اینجا اذیت میکنه. نه میشه از این محل خیلی بیرون رفت چون روزه ام خراب میشه. نه اشنایی نه رفقای هم بحثی و نه تفریح خاصی. فقط خیلی منظم باید بری مسجد و بیای. کلاس ، درس ، قرآن احکام و ... .

/ 18 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سما

حاجی منم خیلی کم حرفم..خیلی ...منم اصلن حوصله ی حرفزدن و ندارم...[ناراحت] شاید بخاطر همینه هیشکی نمیاد شوعرم شه[نیشخند]

سمیه

سلام حاج آقا درسته که بانو اشتباه می کنن که وقتی شما خونه این به کاری که به شما مربوط نیست می پردازن ولی اینکه شما عیب ایشونا به ما بگین هم اشتباهه ما خانوما اصولا دوست داریم حرف طرفمونا رک و راست بشنویم، اصلا دوست نداریم که طرف لبخندی در لفافه تحویلمون بده که همه چی آرومه، من چقد خوشحالم!! خوب بهش بگین که این کارت درست نیست نا سلامتی شما عالم دین هستین و خوندین که زن و شوهر لباس همن!!

سما

آها یاده اینم افتادم شبا که ما میخوابیم آقا پلیسه بیداره ما خواب خوش میبینیم ون دنبال شکاره ... پس بهتره بگیریم بخابیم بلع[مغرور]

فقط من!

خسته نباشید برادر! اگه حمل بر دخالت نباشه از بانو بخواید ساعات مشترکتون رو در کنار هم باشید و با هم گپ بزنید.... تنهایی در حال تاهل ناگواره حاج آقا...

هويج

سماااااااااااااا[نیشخند] خيلي هم دلشون بخواد[گل]

ط سیده

باسلام.یه چیزبی ربط:من رانندگی میکنم دیروزتصادف کردم ومستقیم رفتم توجوب سرکوچه وبه پل برخوردکردم ولبم محکم خوردبه فرمون ماشین وخون آمدیواش یواش میفهمم چه اتفاقی برام افتاده الان متوجه شدم که دماغم زخم شده ضربه خیلی شدیدبودومن اون موقع ازترس بابام نفهمیدم حالم چطوره؟؟الانم گردنم قولنج شده ودردمیکنه. خیلی طول کشیدتاماشینوازجوب دربیارن ومنم خیلی حرفهاازداداشم وبابام شنیدم .مثلاتوسرکوچه افتادی توجوب اگه بری جاده میری زیرتریلی.همه ی ایناروگفتم تابگم تصادف خیلی بده ودعاکنیدخداهمه ی مریضای تصادفی روشفابده.

سما

هویچ جان معلومه..دلشون باید بخات که نخاسته دیگه اینجوری آوارم کرده دیگه...خاک تو اون مخش کنن...مخش معیوبه اصن اونی که شوعره منه[نیشخند]

سمیه

حاج آقا به نظرتون خدا مردا را بیشتر از زنا دوست نداره؟!!!!

منتظر

خدا بهتون عمر با عزت بده انشا الله...

مرصاد

خیره انشاالله ؛ [لبخند]