پایان امتحانات

منم بدم نمیاد باهاش برم بیرون اما دو تا مانع سر راه هست :

اول : خودم درس دارم.

دوم : از اونجایی که کمی متوقع شده پیش بینی میکنم که اگر هم ببرمش بیرون برا تفریح باز هم کمی قر میزنه و نمیزاره به جونمون بشینه.

............................

تصمیم دارم کمی هم از ناملایمات زندگی بگم تا خیلی رویایی درباره زندگی من فکر نکنید. زندگی هر کسی بالا و پایین داره اما مهم اینه که حرمت ها حفظ بشه.

/ 39 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
24sale

ببخشیدا ولی خوب اگه هرچیزی طبق برنامه پیش بره اینطور اتفاقایی کمتر پیش میاد من یه دوستی دارم که هم سر کار میره هم درس میخونه اما وقتی شوهرش خونه است یه لحظه ام از کنارش پا نمیشه 6-7 ساله عاشقانه دارن زندگی می کنن... البته شوهر ایشون طلبه نیست اما یه مهندسیه که رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع... به قول شما انقدر فضای زن و شوهری مهمه که حتما باید واسه این مسائل برنامه داشت... ممنون تذکر بجایی به همه خصوصا خانمای متاهل دادین[لبخند]

Dr

حاج آقا نگرانِ تبلیغات سوء نباشید اونقدرا طلبه و روحانی خوب هست و دیدیم که اون افرادی که عقل دارند و فهمیده هستند احترام زیادی واسه قشرِ شما قائل هستن! اصلا قصد جسارت یا خدایی نکرده توهین به دوستمون رو ندارم همین جا هم دعا میکنم عاقبتشون بخیر بشه وگرنه این مشکلات دنیایی که یه روز با اتمام عمر به پایان میرسه خوشبخت و سعادتمند کسیه که بعد از این دنیا آسوده باشه انشاالله

Dr

دلنشین جان شما اگر وبلاگ دارید ادرستون رو بزارید ما هم استفاده کنیم

دلنشین

خطاب به <<<ای پی مو که می بینی، بسه >>> بزرگوارررررررررررررر بهتر نیست کمی بهتر تر صحبت کنی عزیززززززززززززز شرمنده ولی احساس می کنم الان شما در شرایطی نیستی که اصلا برات خوب باشه بیای وبلاگ حاج آقا رو بخونی واقعا وقتی در مورد اون مشکلاتی که عرض کردید فکر می کنم . میبینم واقعا در شرایط روحی سخت قرار گرفته اید و شاهد صحنه هایی بودید که شاید خیلی از ماها طاقت تحمل یک دقیقه ی اون رو نداشته باشیم بزرگواری که نمی دونم خانم هستید یا آقا مجرد هستید یا متاهل ولی واقعا به داشتن چنین روح بزرگی که خداوند انتخابش کرده که مواجه بشه با مشکلات مردم بهتون تبریک می گم . و البته غبطه می خورم. خیلی ها توی این جامعه هستند که بی خیال خیلی چیزها هستند. گفتم واقعا همه کس طاقت نمیاره. واقعا سخته. واقعا سخته دیدن چنین صحنه هایی و تازه در اون شرایط هم باید فرشته نجات باشی. انشاالله هر چی از خداوند میخواهید به حق این شب عزیز به شما عنایت کنه ولی بزرگوار موضوع این وبلاگ چیز دیگری است. و من احساس میکنم موضوعی که حاج آقا انتخاب کردند برا وبلاگشون شاید بتونه درد خیلی ها رو درمان کنه اگه بخوام با دید منصفانه تر به قشر رو

سیده

باسلام.من خودم عاشق زندگی طلبگی هستم ولی هیچ موقع سعی میکنم حاج آقارواذیت نکنم. برای اولین باراومدم وبتون خیلی خوبه ولی من فکرمیکنم خانمتون شمارواذیت میکنه وشماهم بااین مساله کناراومدیداین درست نیست به نظرمن هردوباهم به مشاوره خوب ومذهبی یه سری بزنید.اگه بخوایدمن شماره مشاوره بهتون میدم.

کرم

ممنون از اطلاعاتتون

جوجه تیغی

سلام خیلی از پست هاتون رو خوندم. اما به این که رسیدم فکر کردم بهتره خاموش نباشم. به نظر من خانومتون حق داره. منم درس میخونم اما برخلاف شما همسرمن توی درس خوندن خیلی حمایتش از من زیاده. گاهی که من ناراحتم از اینکه فرصت اشپزی نداشتم میگه مگه حاضری خوردن مشکلش چیه؟ تازه چاقم نمیشیم. تازه من توی یه شهر دیگه درس میخوندم و گاهی شده بود که دو یا سه هفته تنهاش میزاشتم. وقتی همه ی فامیل هم برعلیه من حرف میزدند همسری می ایستاد و میگفت من سختم نیست وخودم دوست دارم خانومم درس بخونه. و خداییش پای تمام سختی های درس خوندنم ایستاد و حتی حالا هم بهم میگه سرکار نرو ودرست رو ادامه بده برای دکترا. هرچند سرکار رفتنم توی این وضعیت اقتصادی خاصی که ما داریم خیلی براش بهتره و راحت تر میتونیم مشکلات مالی مون رو حل کنیم اما همسرم باز هم به آینده ی من فکر میکنه و دوست داره پیشرفت کنم. گفتم که فکر نکنید فقط شمایید که تحمل میکنید. مردان دیگری هم این کار را میکنند. تازه ما هم بعد از تمام شدن امتحانات من حتما یه تفریح میرفتیم و کلی هم به ما خوش میگذشت. خدا رو واسه داشتن همچین همسری شکر میکنم

خواننده

آقا درسته از راه اینترنت آدم چشم نمی خوره اما احتیاطا واسه خودتون اسفند دود کنین. شما چطور از درسهای سخت حوزه ۱۸ و ۱۹ می گیرن. من یه کم خوندم جون به لب شدم و الآن که این رو نوشتین دیگه به این فرض باطل که درد مشترک هست دلخوش نیستم و دچار احساس خنگی مفرط شده ام:(

رضا

خانمتون چی میخونن؟