حاج آقا و دختران فامیل

ابتدا اینجا رو بخونید +++ .

در اونجا مشکلاتی که در جمع های فامیلی مردونه رو داشتم نوشتم.

مشکل با با جماعت نسوان هم به شکل دیگه ای بود. زنهای فامیل ما معمولا پوشیده هستند اما فکر کنید تو یه جمع نشستین که خانوما با استین کوتاه معمولی هستند. یا مثلا دخترا میخان با یه شلوار تنگ جلو شما بچرخن.

اگر بشینم تو جمع میگن : ببین اینم اخوند. خودش نشسته تو جمعی که ... ! بعد خودش به مردم میگه امر به معروف ! بعد خودش میگه حیای چشم !

اگر هم بلند بشم از جمعشون بیام بیرون : خب کجا برم ؟ برم کنار خیابون بخابم ؟ تازه وقتایی هم که بلند میشدم میگفتن : فلانی روابط عمومی بلد نیست. مگه ما غریبه هستیم ؟ چرا فلانی مارو تحویل نمیگیره ؟ یا مثلا میگن چقدر خجالتیه . چقدر سخت گیره ! اما حاضر نبودن به خودشون بگن : چرا ما یه ذره حریم ها رو نگه نمیداریم ؟چرا بجای این شلوار تنگ که همه جای ادم رو قلمبه نشون میده نمیریم یه لباس مناسب بپوشیم ؟

البته بی انصافی نباشه که معمولا خیلی ها بیشتر جلو من رعایت میکردن اما بعضی ها هم میخواستن کاری کنن که همه چیز برا من عادی بشه. اما من با خودم میگفتم : حاجی ببین رضایت خدا در چیه ؟ خدا راضیه تو به ساق دست زن نامحرم نگاه کنی ؟ تو حالا پرچمدار دین هستی. اگه تو جمع اینا بشینی ابرو دین میره. پاشو حاجی . پاشو دل امام زمانت رو خوشحال کن.

اون روزها حس میکردم واقعا دلشون میخاد من کاری کنم که مچ منو بگیرن و بگن : بیا اینم اخوند. انگار اگه من خلافی کنم برا اونا دیگه خلاف کردن هیچ قبحی نداره.

یادمه سال دوم طلبگی بودم. یکی از دخترای فامیل عروسی کرده بود. من تو عروسی نبودم. چند روز بعد یکی از اقوام یه دسته عکس داد من گفت بیا این عکسا رو ببینیم.

اولی دومی سومی ، یهو دیدم ااااااا این که عکس عروسی فلانیه . این که روسری نداره. این هم بهمانی .... ( عمدا عکسا رو داده بود دست من تا من ببینم و بعد بگه فلانی هم عکسای نامحرما رو دیده. )

همون جا عکسا رو دادم دستش و گفتم : اینا که نامحرمن. من دستشویی دارم . ببخشید. !!! ( گاهی وقتا برای به هم زدن جلسه از نقشه وضو گرفتن و دستشویی استفاده میکردم. )

اما از اون دخترایی که سعی میکردن هی عرض اندام کنن جلو من و یه جوری منو سبک کنن :

یکیشون طلاق گرفت.

یکی دیگشون دیر ازدواج کرد و روزگار سختی رو گذروند. هنوز هم بچه نداره.

یکی دیگشون بعد ازدواج با شوهرش شدیدا دعواش شد.

یکی دیگه هم هنوز ازدواج نکرده.

پ ن : بازم بگم که این کارها بیشتر مربوط به وقتی بود که من مجرد و غیر معمم و کمی کم سن و سال بودم. اما بعد از 5- 6 سال دیگه حساب کار دستشون اومد که حاجی محکم تر از این حرفاس و هوای خودشو داره تا نم پس نده ، و لا اقل جلو فامیل حرمت این لباس مقدس رو حفظ کنه ، کم کم اونا مجبور شدن با شرایط من بسازن و به همین خاطر هر وقت من میرم خونه اونا ، کاملا مراقبن که دیگه سوتی خلاف ندن. 

/ 18 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حاجی

سلام،این نگاه،که کسی تو دنیا کار اشتباهی میکنه نتیجش رو هم میبینه درسته ولی نه لزوما تودنیا،این جور نوشته ها این نگاه رو ترویج نمیده؟نگاه سریالهایی مثل «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» یا «کلید اسرار»،جایی یادمه آقای رفیعی میگفتن فک میکنم،تو بیت رهبری که نعمت دو حالت داره،یا به خاطر خوبیت میدن یا به خاطر اینکه دیگه ولت کردن،همون استدراج فک کنم(البته بماند که خوبای خدا بلا میبینن و شکر میکنن،هر که مقربتر است جام بلا بیشترش میدهند)حالا نشونه ی اینکه این نعمت برای خوبی بوده شکرکردن اون نعمته،شکر کردن هم که معنای وسیعی داره.

کوثر هستی

واقعا چقدر اطرافیان اذیت میکنن. من تو کل خاندان مادر و پدرم مثل شما تنهام از نظر اعتقادی و مذهبی سفت و سخت ترم برا خودم به اونا کاری ندارم اینم از عنایتهای خداوند متعالمه واقعا هروقت خواستم سمت گناه برم انگار خدا دستم رو میکشید عقب میگفت نرو بمون با من من تورو میخوام نه ...

کوثر هستی

جواب به دختری به نام صبر احتمالا اینجارو نمی خونن ولی امیدوارم بخونن شما هنوز تو همچین موقعیتی قرار نگرفتی مثل من که از ماهواره که (خونه فامیلمون بودیم) یه صحنه نشون داد جالب نبود و بد بود منو صدا زدن تلویزیون رو ببین بعد من نگاه کردم خب نمیدونستم چی داره نشون میده بعد که دیدمش گفتم خیلی احمقید میتونستم منم مثل حاجی بپیچونم ولی من ...

کوثر هستی

بعد نداره حاجی شما پیچوندی من فحش دادم از بد دهنی بدم میاد ولی من گفتم احمق!

عشق باران

سلام به نظرم کارشون که اشتباه بوده ولی شما هم خیلی راحت دارید دلیل سختی ها ومشکلاتی رو که دارند رو میگید واینکه چون شما رو اذیت کردن اینطور شده اگه اینطوره پس هر کی مشکل تو زندگیش داره حتما به خاطر گناهی بوده که کرده من اینطور فک نمی کنم خدا مثل ما آدما نیست که اگه کسی بمون بدی کنه زود می خوایم جواب کار بدشو بدیم هر کس یه جور امتحان میشه یکی با شرایط از نظر ما خوب ویکی با شرایط بد

منتظر

چه فامیل با مزه ای دارید حاج اقا...........ما هم همه مدلی تو اقوام داریم ولی همه به هم احترام میگذاریم.....منم با بعضی دوستان موافقم...اون قسمتی که اوردین اونهایی مه عرض اندام میکردن..فلان شدن..خوب نیست..خیلی چیزها باعث موفق نبودن یه زندگی میشه....و به فرض هم که حق با شما باشه...این طور از بیانتون طلقی میشه که شاد و خرسندین...مثلا اون که دیر ازدواج کرده و بچه نداره..خب خودتون هم الان بچه ندارید..ناراحت نمیشید اگه کسی این طور در موردتون قضاوت میکرد..؟؟؟؟؟؟

طلبه

عجب!!! پس هرکس که خواست حال شما رو بگیره به عذاب الهی دچار شد!

مسیحا

نوشته هاتون رو خوندم.....خاطرات جالبی داشتید درضمن دست به قلم خوبیم دارید... تو این زمونه همه سعی به خراب کردن هم دارن...مهم الان شماست که اینقدر قوی قدم برداشتید به سوی هدفتون

ناشناس

یه کامنت اینجا گذاشتم که تایید نشد در اون کامنت فرموده بودم که!!! : یعنی کسی که دیر ازدواج کرده گناهی مرتکب شده؟نخیر اتفاقا من ودوستانیکه اهل رابطه حرام نبودیم و عاقل بودیم ازدواجمان دیر شده در حالیکه دوستانی که جلف و اهل دوست پسر بودند همه ازدواج کردند و همه هم صاحب بچه هستند حتی خیلی از دخترهایی که در خانه نشسته اند نجیب هستند! اقای محترم