عاقلانه و عاشقانه

وقتی میخواستم ازدواج کنم بابام یه حرف جالب زد. گفتند : مهمترین چیزی که زندگی رو دلچسب و شیرین میکنه اینه که یک جرقه ی عاشقانه بین زن و مرد ایجاد بشه.

خود این حرف پدر : جرقه ای بود در ذهن من. واقعا جمله ی مهمی بود. حالا سوال این بود که ایا من واقعا عاشق شده ام ؟ یا فقط میخوام ازدواج کنم اونم برا رو کم کنی؟

رو کم کنی همه ی اون هایی که میگفتن : به آخوندا زن نمیدن ! رو کم کنی به همه اونایی که فکر میکنن طلبه بی کس و کار هست. طلبگی در این زمینه یعنی ول بودن و ... ! خب این فقط من بودم که با تلاش خودم باید شئون طلبگی رو حفظ میکردم.

اما در کنار همه ی این حرف ها ایا من عاشقم.؟ آیا من بانو رو میخوام ؟ تو دلم نشسته؟ راستش اونطوری که باید و شاید عاشق نشده بودم. بانو زنی معمولی اما با تقوا و راستگو بود و خصوصیت خاصی که برای من ایجاد جذابیت کنه در اون نبود.

اما یه جمله ی خاص بود که به من میگفت : ولو عاشق نشدی ، اما اگر دختر خانوم عیبی نداره و ازش بدت نمیاد ( ولو که خوشت نمیاد اما بدت هم نمیاد) باهاش ازدواج کن.

اون جمله هم این بود که : اگر عاقلانه زندگی رو شورع کنی کم کم عاشقانه هم میشوید.

 من هر چی دقت میردم میدیدم تصمیم خلاف عقلی نگرفته ام. دختر خانوم هم که الان سن زیادی نداره. تبعا تا 3 - 4 سال باید کمی زیادی تحمل کنی و اونو همون جوری که میخای تربیت کنی. بعد کم کم عاشانه هم میشوید.

البته الان چندان اعتقادی به اون جمله ندارم. چون تصمیم عاقلانه اینه که آدم با عشقش زندگی کنه نه هر کسی.

اشتباه نکنید : من الان عاشق بانو هستم اما این عشق تا بخاد جووون بگیره و قوی بشه طول میکشه و کمی دیر عاشق شدن آدم رو اذیت میکنه.

 

/ 22 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عذرا

سلام شما از متن هایی که من میذارم ناراحت میشید؟؟

مسی

ممنون از حضورتون اومدم وبتون و دیدم قلم خوبی دارید ولی فعلا نمی تونم بخونمتون چون امتحان دارم بعدا بیشتر سر می زنم موفق باشیدالتماس دعا در این روزایه قشنگ رجبیه

لثارات

سلام امروز مطلب جدیدنمیذارین؟ اگر نمیذارین بریم دنبال کارمون[عینک]

صدرا

نمی خوام قضاوتتون کنم اما به نظرم درصد بالایی دچار خودپسندی باشید. بعدشم باید از نظر خانمتون هم درمورد شما جویا شد! آخه یه دختر 18 ساله توی یه خانواده متوسط به پایین که چون پدرش مذهبی بوده وذوق کرده به داماد طلبه داشتن اومده زن شما شده تو ی اون شرایط انتظار چه حرف پر مغزی ازشون داشتید؟ درضمن زیبایی نسبی هست وعشق هم از نظر هر کس یک معنی خاص دارد شنیدید لیلی زشت ترین دختر زمان خودش بوده اما مجنونی به این شناخته شدگی داشته! شما که زیبا رویان رو می پسندید چرا در حق خانمتون ظلم کردید وباهاش ازدواج کردید که حالا بیاید اینجا و وبلاگ بسازید و داد کنید از ظاهر خیلی معمولی و غیر دلچسب این طفلک؟ اگر خانمتون سواد داره آدرس اینجا رو بهش بدین ونگید مال شماست ببینید عکس العملش چیه؟ اسم طلبه میاد آدم یاد افراد دانا و باسواد می افته وبا شما این اسم همخوانی نداره. میگم حالا من یه وقت گرفتار نفرین عامون نشم که اومدم اینجا نظر دادم[هیپنوتیزم]

Dr

به نظر من شما به قول جناب صدرا دچار خودپسندی نیستید صرفا چون دارید توصیف میکنید دوران قبل از ازدواجتون رو لازمه یکسری ویژگیهای خودتون رو هم بیان کنید که چون یه طلبه در اغلب موارد خصوصیات مثبتش بیشتر از منفی هاش باید باشه ممکنه دوستان برداشتی غیر واقع داشته باشن

صدرا

drدوست عزیز من دچار برداشت های غیر واقع نشدم منظور من به لحاظ فرهنگی در سطح متوسط بود نه به هر لحاظ توصیه میکنم وقت بذارید و نوشته هاتونو از اول مطالعه کنید البته بدون جانبداری ببینید چه ایراداتی بهش واره

صدرا

drدوست عزیز من دچار برداشت های غیر واقع نشدم منظور من به لحاظ فرهنگی در سطح متوسط بود نه به هر لحاظ توصیه میکنم وقت بذارید و نوشته هاتونو از اول مطالعه کنید البته بدون جانبداری ببینید چه ایراداتی بهش واره

زهره

واقعا که می خواید خانومتون رو تربیت کنید؟ اگر اونم با همین فکر همسر شما شده باشه چی؟؟ من یه روان شناسم تا دلتون بخواد از این ماجراها دیدم و شنیدم که زن و شوهر هر دو با فکر تغییر همدیگه وارد زندگی می شن و بعد از دنیا اومدن 2 تا بچه می فهمن که نمی شه کسی رو تغییر داد

زهره

چقدر خوب بود که می گفتید ایشون کجاها باعث رشد شما شدن برای شما آرزوی خوشبختی دارم هرچند که شما رو نمی شناسم ولی خوشبختی امثال شما باعث روسفیدی دین من هستش لطفا زیاد تند نرید دو تا آدم تو هر رابطه ای رشد می کنند. چه این رابطه ازدواج باشه چه رابطه ی پدر و فرزندی چه خوبه که با هم رشد کنیم و اگر نمی خوایم رشد کنیم از دیگران هم این انتظار رو نداشته باشیم

یک زن

با دو تا حرفتون کاملا مخالفم یکی اینکه فکر می کنین زن را باید تربیت کرد پس خوبه ادم با یه دختر کم سن ازدواج کنه و تربیتش کنه تا همونطوری که میخواد بشه این کاملا اشتباهه هیچکس را نمیشه تغییر داد و شما باید اونو همونطوری که بود می پذیرفتید نه اینکه به فکر تغییرش باشید و اگرم به خاطر سن کمش اینقدر منعطف بوده علتش این بوده که هنوز شخصیتش ثابت نشده و هنوز در حال شکل گیریه و ازدواج با چنین فردی به هیچ وجه عاقلانه نیست مورد دوم اینکه همه فکر می کنن تو زندگی باید عشق باشه و عشق چیزیه که هرگز بین زن و شوهر ایجاد نمیشه و اگه بشه دوام نمیاره اما دوست داشتن؟ بله دوست داشتن و محبت و مودت باید بین همسران شکل بگیره موافقین با من؟