اولین روز تبلیغ

دیروز تو خونه بودم که یکی از خانومهای تقریبا 40-50 ساله کلاس قران به همراه یه خانوم تقریبا 30 ساله در زدن و اومدن داخل.

اون زن جوون تر رو نمیشناختم. اون خانوم بزرگتره گفت : ایشون مستاجر من هستند. اما وضع مالی خوبی ندارن و دائما از مغازه ها جنس قرض میکنه و الان هم به چند تا مغزه بدهکار هست. اگه ممکنه کمکش کنید.

از خانوم جوونه میپرسم شوهر هم داری؟

میگه اره .

میپرسم : شوهرت کجاست؟

میگه : در مرکز استان کار میکنه.

ازش میپرسم : مگه بهت خرجی نمیده ؟

میگه : نه . معتاده و بهم سر نمیزنه.

تو سوال و جواب ها میفهمم که این خانوم دختر یه اقایی هست که خونه اش نزدیک محل اسکان ما هست.

بهش میگم : خب چرا پیش بابات زندگی نمیکنی؟

میگه نمیتونم. خانوم بزرگتره هم میگه : حاج اقا این خانوم مشکل اعصاب هم داره. قبلا هم ازدواج کرده و با دو تا بچه از شوهرش جدا شده.بچه ها هم پیش باباشون هستند. اما از شوهر جدید بچه نداره  و تنها زندگی میکنه. بخاطر مشکل اعصاب هم نمیره پیش باباش.

از خانوم بزرگتره میپرسم : شما چقدر ازش اجاره میگیری ؟

میگه : حاج اقا تا الان - حدود دو ماه - هیچی ازش نگرفتم. بهش هم گفتم قرض نکن. هر چی من خوردم تو هم بخور. اما در مغازه ها نرو و چیزی قرض نکن. تا وقتی مشکلت حل بشه خرج خورد و خوراکت با من.

اولین کاری که باید بکنم ارزیابی صحت و سقم حرفها ست.

یه کاغذ به خانوم جوونه میدم و میگم اسم مغازه ها و شماره تلفن یا ادرس اونا و مبلغ بدهی رو برام بنویس. ایشالله مشکلتون حل میشه. ( بعدا به مغازه ها زنگ میزنم و میپرسم تا صحت حرفاش برام معلوم بشه. اگر مغازه دار ها حلال کردند که هیچ و الا خودم مبلغ رو به اونا میدم. و بهر حال پول رو به دست خود زن نمیدم. چون میدونم بدهیش رو نمیده )

فعلا رفتن تا ادرس هارو بنویسن. شاید امروز برگردن.

چند نکته :

* اگر مطلب خاصی به ذهنتون میرسه استفاده میکنم.

* ادم های زیادی رو دیدم که بابا یا داداششون ادمای مرفهی هستند اما خواهر یا دخترشون در اوج فقر هستند. البته وضع مالی بابای این خانوم رو دقیقا نمیدونم. شاید هم رفتم با پدرش صحبت کردم بلکه بیشتر مراقب دخترش باشه. باباش یه پیرمرد ساده هست.

* دیشب جلسه قرانی داشتیم. جالب بود که ادمای ورزشی اومده بودن اونم دقیقا در ساعتی که مسابقه والیبال ایران و ایتالیا برقرار بود. جوونا خودشون فرش و بلند گو و قران و رحل و ... رو اوردن. اونم جوونایی که عشقشون ورزش بود. جلسه در یک فضای سبز برقرار شد.برای اولین جلسه خیلی خوب بود. اخر سر هم یکی بانی شد و به همه بستنی داد. توقع نداشتم دل از دیدن مسابقه والیبال بکنن اما کنده بودن.

* اگر بخام از کارهای دیروز و کارهایی که امروز باید بکنم بنویسم خیلی میشه.

/ 9 نظر / 8 بازدید
رویا

خداروشکر

بهار

خدا لعنت کنه اینایی که میتونن به خواهر و برادر فقیرشون کمک کنن تا تو منجلاب دست و پا نزنن و کمک نمیکنن. من یه خانومی رو میشناختم فوق العاده زیبا برادرا سهم ارث پدریشو دادن و گفتن هری طفلی از درد اجاره خونه همسر دوم اونم ازدواج موقت شد کلا فامیل از ترس آبرو طردش کردن! حالا برادرا تو پول شنا میکنن اون دختره هم الان داره با شوهرش زندگی میکنه آقاهه بعدا عقدش کرد ولی زمانی که باید کمکش میکردن طردش کردن. حتی الانم مطروده دلم میسوزه براش خیلی.

تمشک

بنظرم ایشون ی کمک اساسی نیاز داره نه مقطعی ( البته خدا به شما خیر بده که قصد کمک مقطعی رو دارید ) اگر بشه جایی کاری پیدا بشه واسشون یا حداقل معرفی به یکی از این ارگانهای حمایتی بشن و .....

طلبه کوچولو

سلام دوست عزیز . مطلبتون عالی بود. بله اگر هر کدام از ما بتوانیم باید دست دیگران را بگیریم . مسلمانی باید سنت پیامبر را عمل کند. موفق باشید. یاعلی................

سیده کوثراولادرسول

باسلام پستهای مربوط به تبلیغ حضرتعالی را خواندم زیبا و پرمعنا بود از اینکه می بینم رویه تان را بهبود بخشیده اید خوشحالم می بینید که با تغییر نوع بیان خود می توانید زیباتر و موثرتر در خدمت دین باشید . ومن الله توفیق

لااله الاالله. اگه شما گذاشتید آدم یه دقیقه آروم بگیره تازه داشتم امیدوار میشدم مطالبتون رنگ و بوی بهتری گرفته که : برادر من شما خودت می گی" اگه مطلب خاصی به ذهنتون میرسه بگید " بعد که ما میگیم ایشون نیاز به کمک اساسی داره و مقطعی نمی شه کاری کرد تازه ازتون بابت حس نوع دوستیان تشکر می کنیم(تمشک) اولا ثانیا ثالثا برای ما می گید که وظیفه ندارید ... الان میگید ما چکارکنیم بالاخره نظربدیم ؟شما وظیفه دارید؟ نکنه خدایی نکرده خواستی بگی یعنی ببنید من توی گرمای 40درجه جنوب چکارا که نمیکنم؟!

مرتضی

باسلام باتشکر از اقدام قشنگتون. درایت و صبر و البته زیرکی که مخصوص انسان مومن در کارتون دیدم. موفق باشید همیشه. التماس دعا

تمشک

خب راست میگن دیگه ، حاج آقا !!!!!!!!!!!!!!!! خب اولا شما گفتید نظر بدیم ، دوما نظر من بود ، سموما من که تشکر کردم بابت عمل شایستتون ، چهارما من که نگفتم وظیفه شماست ، پنجما بنی آدم اعضای یکدیرگرند ، .... :)

زندگی شیرین است با حضور آقا

سلام علیکم امتحان سختی ه. اصلا اون خانم چرا مستاجرشون رو آوردن پیش شما؟ مگه هرکی عبا و امامه داره باید الزاما در هر موردی به دیگران کمک کنه ؟ بعضی لحظات زندگی ما آدم ها واقعا یه سکانس حساس و به قول شبکه تماشا یه سکانس تماشایی میشه! حرفامون تو اون لحظه ، رفتارمون و... پست بعدی ،6 مطلب رو که خووندم دیدم باید برحسب شان و منزلت و ریش سفیدی مثلا این خانم رو آورده باشن پیش شما... راستش خیلی وقتا آدم به لحاظ مالی کمک میکنه و مفید واقع میشه اما یک وقتا هم هست هرچقدر هم که پول بدی باز درست که نمیشه بعضی وقتا هم کار خراب تر میشه... به نظرم اگه شما یا اهل روستا برای این خانم کمک جمع کنن حتی از روستاهای کنار دست البته طوری که آبروی مومن خدشه دار نشه ، خوب باشه! این طور هم که شما توضیح دادین ....نمیدونم شاید ازدواج و داشتن یه همسر مناسب بهترین کمک رو به این خانم بکنه. درجریان گذاشتن خانواده اش از اوضاع فعلی ایشون هم مفید میتونه باشه. اما این رو میدونم که آدم وقتی خواست کار خیری انجام بده تعلل توی کار اصلا خوب نیست و اینکه اگه با هدف خیر آدم کاری رو شروع کنه و حواسش در حدتوان به آبرو و احترام دیگران باشه حتما امام عصر عج ک