اقدامات ازدواجی

حالا تصمیم به ازدواج داشتیم در حالی که سه چهار بهار از بیست سالگی رو گذرونده بودیم.بعضی از فامیل که پسر هم سن و سال من داشتن به کنایه میگفتن : هنوز کوچیک هستی و ازدواج برات زوده.

بعضی ها هم به صراحت میگففتن که ازدواج که فقط شهوت نیست و تو فک میکنی ازدواج فقط یعنی هوس ؟ ( خب منم این حرف رو قبول داشتم اما کی میگه که من فقط بخاطر شهوت میخام ازدواج کنم ؟ من واقعا میخاستم زندگی کنم. )

تبعا نقل محفل گفتگوی خانوادگی شده بودم. همه جا حرف از من بود. دخترای فامیل که بعضی هاشون از من بزرگتر بودن تعجب میکردن که چطور این بچه طلبه جرات ازدواج داره. اما من که 6 سال بود روی پای خودم ایستاده بودم این حرفها اصلا به چشمم نمیومد و کار خودم رو میکردم.

مادر به جاهای مختلف برا پیدا کردن دختر سر میزد اما نمیتونست مورد مناسبی رو پیدا کنه. حالا یک سالی میشد که دخترا رو زیر نظر داشت. گاهی هم وعده های توخالی میداد که من ایشالله تا دو ماه دیگه تو رو سر سفره عقد مینشونم..

پدر کلا بیخیال من بود و انگار که ما پدر نداریم. اون روزها با هم رابطه خوبی نداشتیم. فقط در حد سلام علیک... " اخه اون منو قبول نداشت و خیلی این برای من سخت بود که تو همچین سنی و تو همچین موقعیتی پدر پشت منو خالی کنه. چقدر او نروزها دلم پدر میخواست.

/ 4 نظر / 10 بازدید
سکوت قدس

چرا برخی ازاین طلاب جوان که خیلی زود ازدواج میکنن بعد از چند سال به دنبال همسر دوم میرن ...واقعا هم یه معزل شده هم برای من سواله ...جالبه بدونید تو جیهشون هم اینه که اون موقع زود ازدواج کردیم نمی دونستیم و از این صوبتا ...میشه شماکه یه طلبه جوان هستید و تو این شرایط یه پاسخ قانع کننده بدین ...با تشکر

فاطمه

سلام خاطراتتون خیلی جالبه! بنده یک سالی میشه که طلبه هستم وهمین مشکل رو با پدرم دارم(یعنی رابطه در حد سلام علیک) البته نمیدونم دلیلش چیه چون قبل از اینکه طلبه بشم هم این مشکل وجود داشت ولی از وقتی طلبه شدم بیشتر شده. یه کم از تجربه هاتون در این مورد بگید. ممنون.

منتظر

بگم نمیدونستم طلبه ی خانم هم داریم بهم نمیخندین...............[نیشخند] میدونستم درس های حوزوی میخونن ولی نمیدونستم بعدا بهشون طلبه اطلاق میشه... بله شرایط بدیه که والدین پشت و پناه بچه هاشون نباشن...ولی یه خرده خلاقیت باید این وقت ها به خرج داد..مثلا فاطمه جون که دختره..چطور نمیتونه دل باباشو بدست بیاره..خب خواهرم باید نقطه ضعف باباها روبدونی...نباید کار سختی باشه...خوب نیست یه دختر رابطه ی کمرنگی با باباش داشته باشه..