زیر آسمان 2

قبلا گفتم که شبها تو حیاط و زیر آسمان میخوابیم. بدون هیچ تختی یا پشه بندی.

در هفته ی اولی که اومدم اینجا یه شبی که بیدار شدم برای نماز و همه خواب بودن ، دیدم یه رتیل از کنارم رد شد و رفت داخل ساختمان. همه  هم خواب بودند. من تا توی حال میتونستم اونو تعقیب کنم چون اگر از حال بیشتر جلو میرفت دیگه میشد اتاق خانوما و من نمیتونستم اونو اونجا تعقیب کنم. خوشبختانه اونو تو همون لحظه ی ورود به حال کشتم.

فردای همون روز هم یهو صدای خانوم خونه بلند شد که : مار مار مار . من نزدیک ترین فرد به صدای ایشون بودم و فورا با بیلی که گوشه ی حیاط بود به سراغ مار رفتم. خوشبختانه مار " کور " بود. اما خیلی بلند بود. نزدیک یک متر. همون روز خانم خونه گفت که دیشب تو خواب یه جانور مثل سوسک گنده روی دستم بود که تو خواب اونو پرت کردم اما نفهمیدم چیه.

مردم میگن : وقتی باد زیاد بیاد اینطور جونورا رو باد بلند میکنه و اینا تو خونه ها میفتن.

حالا شبها که تو حیاط میخوابم گاهی منتظرم که جانوری از بغل دستمون رد بشه و بخواد عرض سلامی کنه. اینه که لذت در حیاط خوابیدن تا حدی از بین رفته.

خانم این خونه دائما اصرار داره که شبها بچه ها موقع خواب تمام در و پنجره ها رو ببندند تا مبادا جانور داخل خونه نره. روز اول هم به من گفت حاج اقا تو بخوابی بهتره. اما من دیدم داخل ساختمان گرمه و زیر پنکه سقفی خوابیدن هم باعث درد دست و پا میشه. همون حیاط رو با همه ی مخاطراتش ترجیح میدم.

/ 2 نظر / 32 بازدید
سوال

سلام توبخش سوالات سوال پرسیدم اگه امکان داره به سوالم پاسخ بدین جمله ایی از نهج البلاغه بود تو تحلیلش موندم و مدتی ذهنم مشغول چون با دنیای حقیقی خودم هم میسنجمش نتونستم به جواب برسم باتشکر

سوال

این سوال رو تو بخش صندلی داغ پرسیده بودم :ازتون سوال شد بزرگترین ارزوت چیه گفتین بجه دارشدن!حاج اقا راستش این حرفتون من رو یاد داستان حضرت یعقوب ویوسف انداخت یوسف زمانی به پدرش رسید که حضرت یعقوب اسماعیلش رو قربانی کرد(داستان ابراهیم واسماعیل)حاجی قربانی کن باخدا معامله کن سخته اما چیزخوب دیر به عمل میاد وبا سختی. انشاالله توغربالگری اخرالزمان جز سربازان ایشون باشیم هدایت یافتگان نه گمراهان.خدایا مادر میشناسم براگمراهی بچه اش جگرسوز شده. زن میشناسم از فسادشوهرش به ستوه اومده ومرد که از نانجیبی وبی حیایی همسرش اواره شده میگن اخر الزمان همه سرگردانند خدایا به دل صبور عمه سادات قسم مارو به اقامون برسون.حالا سوال: چون دنیابه کسی روی اورد نیکی های دیگران رابه او عاریت دهدوچون از او روی برگرداند خوبی های اورانیز برباید حکمت9نهج البلاغه چه کارکنیم دنیا روی گردان نشود؟در واقع اقبال دنیا به ما روی اورد نه ادباران؟اصلا دنیا طلبی درسته؟ وسوال دوم:از لغزش جوانمردان درگذرید زیراجوانمردی نمیلغزد جز انکه دست خدا اورا بلندمرتبه میسازد نهج البلاغهحالاجوانمرد کیست؟چه خصوصیاتی دارد؟