تاکتیک جدید

بانو میگفت : فلانی زنگ زد و گفت خونشون مجلسی برپا هست و با کلی اصرار مارو هم دعوت کرد. . منم روم نشد بگم نمیایم ، بهشون گفتم چشم خدمت میرسیم. بیا امروز عصربریم خونشون.

من : نه نمیشه .

بانو : چرا نمیشه ؟ خب من قول دادم.

من : نه نمیشه.

بانو : خب برا من زشت میشه. بعدا میگن فلانی قول داد ولی نیومد.

من : نه نمیشه.

بانو : چرا نمیشه . تو که امروز تعطیل هستی. چکار داری؟

من : نمیشه. چون باید قبلش به من میگفتی.

بانو : خب تو نبودی که بهت بگم. کاری هم نداشتی . گفتم حتما قبول میکنی.

من : به من ربطی نداره . باید قبلش به من میگفتی نه الان.

بانو : خب تو نبودی.

من : به من چه.

بانو : لج نکن دیگه.

من : دلم میخاد.

بانو : چرا لج بازی میکنی ؟

من : تا دفعه دیگه بدون اجازه من قول مهمونی به کسی ندی.

بانو : خب من باید چکار میکردم ؟ خیلی تعارف کرد. مجبور شدم.

من : زبون که داشتی ، میگفتی آقامون خونه نیست. بهشون میگم بعدا خبرت میکنم.

بانو : خب تو در دسترس نبودی . اونم خیلی اصرار کرد.

من : به من چه تو کم رویی کردی.

.

.

تو این فاصله سفره کم کم جمع شده و دارم استراحت میکنم.

بانو ماد کنار دستم و میگه حالا دیگه اذیت نکن. عصر بریم دیگه .

من : همونی که گفنتم .

بانو : من دیگه نمیدونم. اگه نمیخای بیای من تنهایی مبرم.

من : نخیر تنهایی نمیشه.

یانو : پس خودت بهشونزنگ بزن بگو نمیایم.

من : به من چه تو قول دادی.

بانو : اصلا به منم ربطی نداره. خودت نمیری.

.

.

بعد هم بانو میبینه که حرف زدن با من میخ در سنگ کوبیدن هست و ادامه حرفش رو رها میکنه.

.

من : خوشحال از اینکه پیروز شدم.

بانو : تسلیم شده دیگه. اما حسابی مغموم هست.

بعد از مدتی که حس میکنم حالا چقدر دوست داره من کوتاه بیام و حسابی قدر  همراهی کردنم رو میدونه و از اینکه با هم بریم مهمونی خوشحال میشه ، میگم : خب باشه . حالا چون خیلی دوستت دارم باشه. ساعت فلان اماده باش تا بریم خونه فلانی.

اونم حالا حسابی داره بال در میاره و خوشحال میشه.

به همین صورت ابتدا مساله ای رو مهم کردیم و بعدا ...

اما باز هم میگم این کار همیشه  هم خوب نیست . فقط گهگاهی ... .

....................

مادر ها هم زیاد از این روش استفاده میکنن.

....................

بازم میگم این کار ممکنه کمی ایجاد بدبینی و نفرت میکنه. مخصوصا در روابط بین زن و شوهر. پس مراقب خودتون باشید.

 

 

/ 35 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
...

سلام آره حاج آقا درسته صاحب اختیارید ولی از خوشی های ازدواج زیاد ننویسید ما غصمون میگیره...

یک نفر

سلا علیکم. برادر بزرگوار کامنت بنده چرا حذف شده ؟؟؟!!!!!!!! من که فقط در خصوص موضوع پستتون نظر دادم و گفتم کاری به اون حرفا و صحبتای بقیه ندارم. نه غیبت داشت و نه تهمت و ... صرفا نقدی به این رفتار و عملکرد اشاره شده تو پست بود. ؟؟؟؟؟

رویا

سلام ممنون که به فکر ما تنهاها هم هستید. ولی جدا از این که چقدرش رو توی این ایستگاه مجازی می نویسید، انشالله زندگی تون با بانو سرشار از خوشبختی باشه. التماس دعا و عیدتون مبارک

خانوم ازهفت اسمان بالاتر

به نکته قشنگی اشاره کردید احسنت ، این مورد باید گهگاهی استفاده بشه اگه همیشه استفاده بشه بین زن وشوهر یا ماد روفرزند یا اصن هر ارتابط دو نفری میتونه کار رو به لج ولج بازی و............بکشونه عید فردای شما مبارک..............

مسی

حاج آقای نیمچه بد جنس [خجالت]

ف الف

سلام اگر این یک آزمون بود و من آزمون گیرنده، نتیجه ی آزمون شما مردودی میشد. روش حل مسئله اتون اشتباهه حتی برای بعضی وقتها و به ندرت! چرا احترام متقابل را یادمون رفته؟ چرا هواسمون نیست که اسم این زندگی "زندگی مشترکه" اشتراک یعنی چی؟ آیا اشتراک یعنی فرمانبرداری محض بدون چون و چرا؟ مگه همسر آدم عبد و بنده ی آدمه؟ چرا باید آدم یه نفر را به مرگ برسونه که به تب راضی بشه؟ امیدوارم نظرات خوانندگان فقط سازنده باشه در مسیر زندگیتون، نه اینکه صداقت را از نوشته های آتی شما حذف کنه موفق باشید

sina

سلام مطالب وبت مفید وقشنگ بود

نفیسه

[تعجب]

خواننده

بدآموزی داشت این پستتون! شما باید از این دولتمردان بی ادب، مثل لقمان حکیم ادب آموزید وگرنه اگه قرار باشه ما تمام فضایل دولتمردانمون رو اکتساب کنیم که سنگ روی سنگ بند نمیشه تازه استعداد ریاست هم پیدا می کنیم و خدای نکرده گرفتار مسوولیتش میشیم

زینب

اگه روشتون نتیجه عکس بده چی؟ من تا لحظه آخر منتظر بودم خانومتون بگه نه دیگه نميريم. یعنی حداقل شوهر من در مواقع بسیار نادر که اینکار ازش سر میزنه دیگه دل من راضی نمیشه جایی برم که بابتش التماس کردم و دلم شکسته. ترک های دل ترمیم پذیر نیستن حاج آقا