حاجی زور گیر میشود

همزمان با اون خانوم یه پیر زن 70 - 80 ساله چروکیده هم همراهش بدو میاد بیرون و کنارش می ایسته. شروع میکنه به پرسیدن. همین طور که داره حرفشو میزنه ، دیدین بعضی ها موقع حرف زدن با دست به سینه ی طرف مقابل میزنن ؟ این خانوم یه دست به شونه بغل دستی میزنه و هی دستشو میاره جلو که به سینه من بزنه. نا غافل چند بار دستش به من میزنه. منم تو گرما و دهن روزه حوصله ندارم. یه کم میخام برم کنار تر اما دیگه خوردم به دیوار. حاجی دیگه زور گیر شده. همین که میخاد با دست به من بزنه دستم رومیارم جلو سینه ام و با بند عبام بازی میکنم.

بنده خدا هیچ قصذی نداشت اما تازه متوجه شده داشته چکار میکرده. حالا پیدا کنید فاعل و مفعول را.

( غرض از نوشته فوق فقط نقل خاطره بود و هر گونه برداشت دیگر به عهده خود شماست )    

..................

* حاجی امروز درباره ی وسواس حرف میزد. چند تا ادم وسواسی رو مثال زدم که مثلا چقدر به سختی زندگی میکردن. هر موردی که تعریف میکردم خانوما با هم میگفتن : نچ نچ نچ لا اله الا الله ... .

* حاجی امروز شدیدا خسته بود. جوری که حال راه رفتن نداشتم. دلم میخاست یکی منو تو خیابون هل بده.

* جلسه قران که تموم شد بابای یکیاز بچه ها خیلی خوشش اومده و میگه من 50 هزار تومن جایزه برا این بچه ها تقبل میکنم. چقدر به موقع بودجه رسید.

* قبلا گفته بودم که یه خانومی بهم مراجعه کرده که مقروض هست بعدا هم فهمیدیم قرضش 2 میلیونه. حدود یک میلیون قرضش جور شده و حدود 800 تومن دیگه مونده. دیشب محض رضای خدا ابرومون رو روی دست گرفتیم و گفتیم ایها الناس هر کی داره بیاره کمک کنه. ظاهرا خانوما خیلی دلشون سوخته بود. اون پیر زنی هم که اول کار قضیه اش رو گفتم میخاست درباره همین خانوم سوال بپرسه.

برا همتون دعا میکنم.

شما هم از دعای خیر فراموش نکنید. راستی با هم مهربون و به هم خوشبین باشیم.

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ای پی مو که می بینی، بسه

زور گیری توش نبود که! جواب آق محمد: دعا نمیخونه! قشنگ مینویسه. توی نوشته هاش در عین سادگی، به نکات مهم اخلاقی اشاره داره که کمتر کسی در موردش حرف میزنه. فقط گوینده نیست. سعی می کننه خواننده های وبش رو بشناسه. مسخرشون نمیکنه. باورشون داره و .... فکر کن تازه چند ماهه اینقدر بازدید کننده داره. 5 سال بشه چقدر میشن بازدید کننده ها!

شیخ حسین

دوستان این پست رو ببینید شاید که ... http://pasokh12..ir/post/366

ذهن زیبا

سلام. حاج اقا شما هم بدتر از همسر من اصلا هوای بدنتون رو نداریدها! به خودتون و بدنتون سخت نگیرید! جسم شما وسیله شماست برای اعتلای روحتون و انجام فرایضتون! اگر بیشتر از توانش بهش بار کنید پیش خدا مسئولید که چرا هوای نعمتی رو که به شما داده نداشتید! استراحت و کار و تعذیه همش باید جای خودشون باشه! در ضمن برای خودتون کلاس بذارید تا حرفتون خریدار داشته باشه! ببخشید ها ولی برای چی تا هر وقت که اون پسرا خوواستن باهاشون حرف زدید! تشنه میذاشتیدشون برای فردا تا بفهمن که شما هم از سر بی کاری باهاشون حرف نیمی زنید بلکه از سر وظیفه شناسیه! البته ببخشید که رک گفتم ها!

ذهن زیبا

دیروز رفته بودم یه مهمونی. دوستانه بود. دوستان شوهرم و همسرانشون. یکی از خانوما خودش طلبه ست! وقتی داشتیم که صاحبخونه کمک می کردیم متوجه النگوی پهن طلبه خانوم شدم. واقعیتش من خیلی طلا دوست دارم. مثل خیلی از خانوما! وقتی اون النگو رو توی این گرونی دیدم به خودم اول گفتم خوش به حالش! یاد سختیای زندگیم افتادم! ولی بعدشش یاد این افتادم که منم میتونستم جای اون خانوم باشم. ولی ایا می تونستم مثل اون خانوم طلبه بی موالاتی کنم؟! به خودم گفتم: حاضرم بدترین لباسارو بپوشم اما کسی با دیدن من یاد سختی های زندگیش نیفته! احساس بدهکار بودن به خودش پیدا نکنه! خوشحال شدم که جز حلقه چیز دیگه ای به عنوان زینت نداشتم! خدارو شکر کردم که زینتم همدردیم با فرودستمه! و افتخارم لبریز شدن قلبم از انساندوستی! این همون اقتدا کردن به حضرت زهراست دیگه.نه؟! خدارو شکر!(اینو برای خانومتون نوشتم!درد و دل خواهرانه بود.) البته به قول شوهرم زینت رو برای زن لازم میدونم.اونم از جنس طلا ولی اگر نبود زینت دیگه ای دارم!

ای پی مو که می بینی، بسه

وایییییییییی چه تعریف خوبی. ممنون.

ابراهیم اسفندیاری

سلام بزرگوار نماز و روزه هاتون مقبول درگاه احدیت. با موضوع ( سوپر استار شما کدامیک است? ) بروزم. منتظر حضور پرمهرتان هستم؟ موفق باشید یا علی[گل]

رویا

التماس دعا حاج آقا. نماز و روزه هاتون قبول باشه

ذهن زیبا

چی چندان منطقی نیست؟! درد و دل؟!!!!

ش.

به نام خدا سلام.. شهادت حضرت خدیجه (س) رو به شما و به همه خواننده های وبتون تسلیت میگم

محمد

خدا خیرت بده که به فکر کمک به مردمی شما ...