شروع نوشتن

امروز که چرخی در نت میزدم گهگاهی وبلاگ های رو میدیم که از ازدواجشون نوشته بودن ، حالا یااز خاستگاری یا از از نامزدی یا از زندگی مشترکی که  داره از هم میپاشه یااز مادر شوهر و یا ....

اما هیچ کدوم از این زندگی ها به  اون چیزی که من دیدم شبیه نبود. جوری که ادم حس میکنه اصلا زندگی فقط همین دو سه نمونه ای هست که وبلاگستان هست.

این شد که تصمیم گرفتم وبلاگم رو با موضوع زندگی خصوصی یک طلبه بسازم.

/ 4 نظر / 10 بازدید
کاوش

سلام ممنون به من سر زدین. پست هاتون را که دیدم خواستم یه سوال بپرسم که اینجا جواب داده بودین. یا علی

...

سلام حیف که وقت ندارم وبلاگتون رو بخونم فقط میخواستم بگم کی میگه دخترا حاضرنمیشن با طلبه ها ازدواج کنن من خودم پزشکی میخونم و از خدا میخوام... واقعا میخوام در آینده بتونم عروس حضرت زهرا بشم! فقط مسئله ایمه که هیچ طلبه ای ما رو نمیشناسه و این رویااحتمالا هیچ وقت به حقیقت نمیرسه... التماس دعا

منتظر

خوب کاری کردید..موفق باشید...چون طلبه هم هستید جذابیتش بیشتره...

هدا

سلام حاج اقا..در این مورد که در پاسخ دوست پزشکمون گفتین طلبه و روحانیون از لحظ اخلاقی مطمئن هستن ..باید بگم به کلیت هیچ ادمی تو هر لباسی صرف خوب یا بد نیست... ما روحانی میشناسیم تو اصفهان سید اسم و رسم دار..اصلا اسم میاوردی کسی باور نمیکرد چنین ادمی باشه..انچنان خانمشو کتک میزد که صد رحمت به معتاد ها و بی دین ها...