اولین خانه زندگی ام

ما نیز خوشحال و شادان رفتیم خونه رو دیدم. خونه کوچیکی بود اما برای اسکان موقت ( البته موقت یکساله )  خیلی مناسب بود.

فرداش یه وانت گرفتم و کل زندگیم گه عبارت بود از :

مقداری کاسه بشقاب. یه چمدان لباس و ده پانزده تا کارتن موزی کتاب رو بار وانت زدم.

بعد از 6 - 7 سال طلبگی این کل دارایی من بود.

حالا بگذریم که با چه زحمتی این کتاب ها رو از طبقه سوم اوردم پایینو چه کمر دردی گرفتم.

بعدش هم دست بانو روگرفتم و اوردم تو کلبه تنهایی خودم. به قول معروف حالا دیگه ما بودیم و خونه خالی.

ضمنا تو اون خونه به اندازه لازم لوازم زندگی بود و احتیاجی نبود که ما فعلا بیفتیم تو بازار برا خرید لوازم .

و اینگونه بود که ما بعد از یک ماه که از عروسی میگذشت رفتیم تو خونه خودمون. اما باوسائل زندگیمون فعلا مال خودمون نبود .

پ ن : شاید هر دختر دیگه ای بود حاضر نبود اول زندگی تو همچین خونه ای زندگی کنه. اصلا بعضی ها تا طرف خونه نداشته باشه بهش زن نمیدن. شاید خیلی از زن ها جرات همچین زندگی کردنی رو نداشته باشن. این لطف خدا بود که بانو به من اعتماد کرد و گذاشت در ارامش مساله حل بشه.

پ ن : اون خونه جوری بود که من نمیدونستم کولر داره ، از پنکه دستی استفاده میکردیم و بعد از عید که هوا گرم میشه چه زجر شیرینی کشیدیم. یادمه چند تا مهمون از مشهد خسته و کوفته اومدن خونمون. بندگان خدا برای فرار از گرما بیشتر از چند ساعت نتونستن بمونن.

 تو این خونه کوچیک اگر کمترین غذایی میپختیم کل خونه رو بو بر میداشت. مخصوصااگر پیاز سرخ کرده بود. گاهی برای اینکه باد بیاد  داخل و کمی هوا خنک بشه در کوچه رو باز میزاشتیم.

اما ما همیشه فکر میکردیم اینا فقط برا چند روز کوتاه هست و فکر میکردیم که به زودی زود همه چیز تغییر میکنه. برای همین احساس خوبی داشتیم.

/ 23 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دل نوشته رژ لب اردیبهشتی

چه خانم خوبی نصیبتون شد حالا خوبه شما با این وضعیت ازدواج کردیر من خودم هرچی کوتاه میام طرفم راضی نمبشه هی میگه این کارو کنیم درسامون تموم شه خونه بخریم کارم اونجوریه شه[کلافه]

رویا

سلام خدا بانو رو براتون حفظ کنه قدرشون رو بدونید دختر خیلی خوبی نصیبتون شده هزار ماشالله.

زهرا

چقد خودتونو جدی گرفتید ما هیچ وقت به دین از دریچه طلبه ها نگاه نمی کنیم تو قشر روحانیون هستند ادمهایی که جبران اشتباهات خیلی از روحانیهارو کردند امثال ایت الله بهجت و غیره... اما شما به نظرم بهتره برای خودتون زندگی کنیدکه اینطوری صداقتش بیشتره و اگه زندگیتون خدایی باشه ذهن بقیه رو هم تحت تاثیر قرار میده نه اینکه تمام اعمالتون برای اثبات خودتون باشه البته قدرت نوشتاریتون خوبه امیدوارم که موفق باشید

ناتانائیل

این کاملا واضحه که بانو خانومه خیلی خوب و صبوریه اما اینکه بانو راضی شدن توی اون خونه زندگی کنن به زمان هم بستگی داره الان هیچ دختر عاقلی نباید این شرایط رو قبول کنه چون هیچ تضمینی نیست که همسرش بتونه بعدا حتی خونه ای رو اجاره کنه!!

عذرا

سلام با اجازتون حاج آقا میخواستم در جواب" یه خواننده" عرض کنم بله بعضی از فرمایشات شما کاملا صحیحه ولی خود شیفتگیه حاج آقا به این معنا نیست که همه ی روحانیون خود شیفته هستن، حاج آقا معذرت میخوام از شما، ولی در کل من همه ی روحانیون و دوس دارم به همه شون ارادت دارم...

عذرا

حاج آقای عزیز، دوس داشتن لباس روحانی که خیلی عالیه، هر روحانی باید افتخار کنه که توفیق روحانی شدن و خدا بهش داده منظورم این نیست که شیفته ی لباستون نباشید منظورم همون قسمتای حرفاتون بود" خیلی ها پشیمون شدن، خیلی ها گریشون گرفته بود که چرا من دخترشونو نگرفتم و...." این جور حرفا رو به نظرم یه روحانی نباید بگه، منظور من این بود من بازم از شما معذرت میخوام اگه شما ناراحت میشید دیگه نقد نمیکنم...

دلنشین

واقعا لذت بردم واقعا لذت بردم انشاالله خوشبخت باشید حاج آقا اصلا به حرفهای ان بندگان خدا گوش نکنید من اهل قضاوت کردن سریع نیستم شما خاطراتتون رو بنویسید . واقعا لذت بردم.عاشق چنین زندگی هستم

عذرا

حاج آقا من معذرت میخوام...

عذرا

حاج آقا باور کنید قصد بدی به شما نداشتم واقعا معذرت میخوام، شرمندتون...

ناشناس

هستن دخترهایی که حاضرن با کمبودهای شوهرشون بسازن مثل خودم ولی من نگرانِ این هستم که آیا همسر آیندۀ من قدردان خواهد بود یا نه البته بعد به این فکر میکنم که مهم نیست که او قدردان باشه یا نه، چون من به خاطر دوست داشتنِ همسرم با او سازگاری میکنم و نباید منتی داشت اما جداً اکثر مردها قدردان نیستند، باور کنید، ولی یکی از خوبیِ طلبه ها اینه که اکثراً قدردان هستن چون شرایط خودشون رو میدونن