زیر آسمان 1

از وقتی اینجا اومدم به یکی از ارزوهام رسیدم. اون هم اینکه شبها توی حیاط و زیر اسمون پر ستاره میخوابم. خوابیدن در اتاق و زیر باد کولر و پنکه برام چندش اوره.

زیرآسمان با ماه و ستاره ها نجوا میکنم و با خدای خودم عشق بازی میکنم. حتی گاهی که برای نماز شب بیدار میشم هر چند که هوا هم کمی سرد هست اما باز میام تو همون حیاط زیر نور ماه مشغول نماز میشم.

گاهی شبها هوس میکنم که به دامنه ی کوهای اطراف برم. تنهای تنها. راه دور نیست اما موقعیت مناسبی برای رفتن نیست.

متاسفانه اینجا تخت یا پشه بندی نیست که از ادم محافظت کنه. مجبوریم روی زمین بخوابیم. این اطراف هم زمین خدا فراووونه. گاهی صدای سگ و روباه و گاهی هم ملخ و پشه مهمان نا خوانده ی ما میشوند. اما باز هم خوابیدن زیر اسمان رو به هر چیز دیگه ای ترجیح میدم.

/ 2 نظر / 5 بازدید
یه خواننده

سلام چرا از لیلا خانوم نمی نویسید؟؟ لیلا چیکار میکنه؟؟ دلمون براش تنگه،حاج اقا لطفا از لیلا بنویسید..

شیخ سلما

اون وبلاگ قبلی کلا منهدم شده آدرس جدید http://salmabaanoo.mianblog.com/