بازار رفتن های همسر یک طلبه

بعضی چیزها خلاف شان هست. حرمت انسان رو کم میکنه. وقار ادم رو ، متانت آدم رو بزرگی ادم رو خورد میکنه.

با صدای بلند تو خیابون اسم کسی رو صدا زدن گناه نیست اما یه آقای متین نباید نباید این کار رو بکنه.

" مردم به ما نگاه میکنن. اگر ما کار مکروهی انجام بدیم چه بسا مردم حرام مرتکب بشن.

اگر ما مستحبی رو ترک کنیم مردم واجباتشون رو ترک میکنن و و و و ."

همون طوری که روزی که وبلاگ زدم بعضی ها میگفتن : حاجی تو هم آره ؟ ( مثلا فکر میکردن این وبلاگ هم از اون وبلاگاس)

چه بسا دیدن گردی صورت یک بانو اشکالی نداشته باشه اما همسر یک روحانی باید کمی بیشتر از گردی صورت رو بپوشونه تا مردم لااقل همون گردی رو حفظ کنن.

خرید از بازار و چونه زدن با نامحرم به خودی خود و در صورت نیاز اشکالی نداره. اما یه خانوم روحانی باید کمی سنگین تر از این حرف ها باشه.( بحث حلال و حرام نیست ، بحث اقتضائات و شرایط هست )

من خودم تو این دو سه هفته ای که اینجا هستم فقط یک بار در نانوایی رفتم. اونم وقتی که صبح خیلی زود بود و هیچ کس تو صف نبود. چرا؟ مگه نون خریدن برا اهل منزل عیبی داره ؟ نه . عیب نداره. اما یه روحانی برای اینکه حرفش برش داشته باشه باید از جایگاه بالاتری با جامعه رفتار کنه. منظورم این نیست که خودش رو تافته جدابافته بدونه ، منظور اینه که وقتی زیادی با مردم قاطی شدی اونا فکر میکنن حرف تو هم مثل حرف های خودشون عوامانه هست و بهش خیلی اعتنا نمیکنن.

 

ما اسم این جور اداب رو میزاریم واجبات صنفی.

همسر یک طلبه یا هر آدم دیگه ای قرار نیست هر کار حلالی رو انجام بده. هر کس به تناسب شخصیتی که برای خودش قائل هست میتونه از کارهای حلال بهره ببره. دویدن تو خیابون ، داد زدن ساندویچ خوردن ، قرمز فسفری پوشیدن و ... .ولی اینو بدونید که با انجام بعضی چیزهای حلال ممکنه ذره ای از وقار شما در چشم مردم کم بشه.

..............................

راستی جایز نیست آدم کاری کنه که حرمتش شکسته بشه.

..............................

از کامنتای پست قبل خیلی خوشم اومد. فضای گفتگو و بحث منطقی بود .حرف ها رک ، صریح و مودبانه بود. نقد کنید ، نظر بدین ، حرف خودتون رو به زیبا ترین بیان مطرح کنید.

از کامنتای خانومها و اقایان : هویچ و آی پی و شیخ حسین و رویا و راضیه و ... همه و همه تشکر میکنم. ای کاش با مشخصات بیشتری میشناختمون تا بهتر شخصیت شمارو درک میکردم.

 

 

 

/ 39 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیخ حسین

بنده یک نکته رو باید قبل میگفتم ولی متاسفانه فراموش کردم! برای بیرون رفتن همسرم هرگز از قوه قهریه و بشین و نکن و ... استفاده نکردم! خودش به این نتیجه رسید! همسرم رو هیچوقت اجبار به زدن پوشیه نکردم ولی خودش فرمود به بنده که همسرم! چون شما از نظر ظاهری....هستی و هرکی به شما نگاه میکنه میخواد بدونه که همسرش درصد زیباییش چقدره من باید پوشیه بزنم و زد ... و اگر هم الان بهش بگی بدون پوشیه برو جایی دقیقا میفرماید انگار برهنه ام! براش ملکه شده بدون هیچ اجباری! و البته بار هم عرض کنم که نه من تو کتابام حبس شدم نه همسرم در کنج خانه! جایی نیست در مشهد که ما نرفته باشیم!!!باهم!!! درمورد اینکه فرموده بودین از بالا نگاه میکنیم یا تافته جدا بافته... عرض کنم که بنده مسئول فرهنگی دبیرستانی هستم و با همه خفنهای مدرسه رفیقم! در بطن مردم و جامعه هستم وبسیار هم با مردم جور! در مشهد یا قم نون گرفتن طلبه ایراد نداره حتی خرید از مثلا پروما! چون طلبه زیاده... ولی بنظرم شیخ و طلبه باید تمیز باشه مرتب باشه همیشه اتو کشیده همیشه تمیز و همین خودش تبلیغه! متاسفانه طلاب فکر میکنن طلبه باید شلم شوروا و شلخته باشه ببخشید دیگه یاعلی

Dr

سلام طاعاتتون قبول باشه این چندتا پست اخر رو خوندم ولی فرصت نشدم کامنت بزارم چه موضوع کش داری شد این بازار راستش حاج اقا من با اینکه خرید کردن رو دوست دارم ولی بعنوان یه دختر جوون اصلا از بازار رفتن خوشم نمیاد منظورم بازارهای  شلوغ و پر رفت و امد هست مثلا گاهی میرم یه مرکز خرید نزدیکه خونمون که میدونم قیمتاش چندبرار گرونتر از بازاره شلوغ مرکزه شهره و سریع خرید میکنم تا نرم وسطه شلوغی بازار از رفتن میان مردهای نامحرم اونم فقط واسه خرید ۴تا  جنس متنفرم دوستان اصل موضوع رو بی خیال شدن که رعایت حرمتهاست میان میگن که شما گفتید فلان زن که میره بازار مشکل داره به نظر من هر زنی حالا اگر جوون هم باشه و یا شان خاصی داشته باشه باید تا جایی که ممکنه از اختلاط دوری کنه من که متنفرم از اختلاطهایی که در مکانهای عمومی وجود داره

Dr

راستی یه موضوع دیگه که مطرح شده کار کردن اقایون در منزل هست... ببینید این موضوع بسیار با ارزش هست که مردی در منزل پا به پای همسرش کار کنه من حدیث هم شنیدم که مردی که در منزل به همسرش کمک میکنه اجرش خیلی زیاده میگردم اصل حدیث رو پیدا میکنم اما ببینید اون مردی اهل کمک کردن و همراهی با همسرش هست که اولا نیتش خدایی باشه ثانیا خضوع و فروتنی داشته باشه در حقیقت خودش رو کسی ندونه و برای رضایت خدا به همسرش کمک کنه البته چنین مردهایی فوق العاده کم هستن اما من یه نمونش رو دارم میبینم و برای من به شخصه کار کردن و البته بهتره بگم همیاری مرد در کارها با همسرش طبیعی هست

شیخ حسین

خانم هویج من اصلا نمیدونستم شما مذکرس یا مونث! خیلی بده تهمت میزنین! من حدیث رو براتون نوشتم و خودتون باید برداشت کنید! بازهم میگم نمیدونستم که شما مرد هستین یا زن و اصلا هم قصد تخریب نداشتم! و عرض هم کردم که هرکسی نسبت به وسع خودش تکلیف میشه! زن دکتر میتونه خیلی راحتتر از زن قاضی تو خیابون باشه و زن طلبه هم به نسبت سختتر! در مورد همسرتون هم اصلا نظری ندادم و نخواهم داد ! حال اگر همسرتون ملاکهای مردی را که معصومین فزموده اند نداشته باشه قطعا بی غیرته و اگه داشته باشه باغیرته! خداهم انحصاری نیست برا همه هست و طبیعتا هرکه بیشتر بخواد رنگ خدایی داشته باشه سختیهایش هم بیشتر است! و انگشتهای اتهام بسویش بیشتر! لحن حزف زدن بنده هم همینطوره و حالا که فهمیدم بانو هستین محترمانه تر! بهرحال کدورت خاطری پیش اومد عذر خواهم! تو سریال کلاه پهلوی میرزا رضا حرف قشنگی به زن فرماندار زد که: شما بهتره با همسر بنده از نزدیک آشنا شوید و خودتون از زبونش بشنوید انچه را باید بدانید! تا حالا فکر کردین چرا همسران طلبه ها این زندگی به قول شما سخت رو رها نمیکنند و اتفاقا خیلی هم مشتاقن؟ از نزدیک باهاشون آشنا بشید بعد قضاوت بفرمایید

شیخ حسین

پاسخ به جناب . واقعا زیباترین پاسخ رو شیخنا به شما دادن(همون خنده ملیح!) شما یا متوجه نشدید یا خودتون رو زدین به متوجه نشدن! برادر من ! این رفتار بده که اینجوری به حرف دل خانومشه؟ خوبه همه به این شیخ عزیز میگن زن ذلیل بعد شما اینو میگی؟ باید همسران شما ها با همسران ما از نزدیک بیشتر اشناشن که از این حرفت نزنین دیگه ما کسی رو نه از بالا نگاه کردین نه از پایین... این مردم هستن که به پایین و بالای ما نگاه میکنن و کار دارن! یارو رفته ۱۰ کیلو موز خریده همه بهش میگن دمت گرم به فکر خونواده ای! طلبه میره ۱کیلو شلغم میگیره همه میگن ببین اینا چطوری هلف هلف میخورن! تقصیر شماست که ما باید اینجوری عمل کنیم روزی یکی از شیعیان امام صادق علیه السلام در حالیکه آذوقه منزل خریده بود و زیر عبا پنهان کرده بود با امام برخورد میکنه! به امام سلام میکنه و خجالت میکشه! امام متوجه شرمزدگی او میشوند و به او میفرمایند که اگر به خاطر موقعیت ما در میان مردم نبود دوست داشتم آذوقه خانه ام را خودم تهیه کنم و به منزل ببرم! ببین برادرم! بخاطر مردم باید از خیلی کارامون صرفنظر کنیم حالا باز بگو ...

هويج

اي بابا همسر بنده اون ملاك ها رو نداره و هيچ بنده خدايي هم در حد و اندازه اي نيست كه قضاوتش كنه،حرفي هست؟ شايد اصلا شما كه مدعي هستين تو مخيله ذهنتون هم نگنجه كه يه مرد بتونه تا چه حد مردونگي داشته باشه اصلا شما ببين همين كه منو با اين اعصاب تحمل مي كنه آخر مردونگيه آره شما راس مي گي،هر مردي كه به حجاب اعتقاد نداره مي زنه زنشو براي قرمه سبزي له و لورده مي كنه،هه چطور شما انقدر دردت مياد كه من نوعي شمارو قضاوت كنم،بعد براي شما حلاله به خدا اگه شماها دست از سر كچل ما بردارين خيلي چيزا خود بخود درست مي شه امر به معروفم كلي شرايط داره،يكيش اينه كه احتمال بدين اثر داره والا بلا اثر نداره...اگه مي خواست داشته باشه الان يه بدحجاب تو خيابون نمي ديدين ول كنين بابا،بهشت كه زوري نمي شه من كه با خدا صحبت هام رو كردم،بهش گفتم خدايا من به رضاي تو راضيم فقط جان هويج منو اون دنيا تو قسمتي كه بعضيا هستن نذار،حتي شده اونجا بهشت باشه ديگه اين دنيا بسمه،والا،چقدر كشيديم آخه هر روز فتوا مي دن براي خودشون،متر مي ذارن و مي گن اين اندازه نباشي مي ري جهنم،آخه بنده خدا رو چه به قضاوت و حكم دادن اونوقت ما بگيم بالاي چشمتون ابرو مي شه ت

هويج

يادمه يه بار آقاي آسماني گفت ما كي هستيم كه بنده خدا رو نفرين كنيم خيلي قشنگ بود،خيلي حالا من به شما مي گم كه من و شما كي هستيم كه بندگان خدا رو متر كنيم؟ خلاصه شما بي خيال شين،خدارو چه ديديد،شايد اون دنيا كساني رفتن بهشت كه سر پل صراط دعوا راه افتاد[مغرور]

شیخ حسین

اصلا شما ی دنیای دیگه ای هستی!!! بحث بی فایدش هرچی ما میگیم نره تو میگی بدوش! بیخیال بابا اصلا ما شیخا ته جهنم! خوبه؟ فقط خدا یه کتابخونه در اختیارمون بذاره ما بسمونه شما هم زندگی کن انشالله در کنار شوهرت خوشبخت شی! ولی قیاسات همه مع الفارقه! بگذریم دیگه ما نمیایم اینجا اصلا راحت باشین همتون یا علی

فاطمه

سلام حاج اقا خیلی به نظر من دارین اشتباه میکنین پدربزرگ من خودش روحانیه ازین روحانیای سرشناس ولی همیشه نون میخره میره تو پارک ورزش میکنه همیشه برای خودش لباسای غیر لباس اخوندی میخره همیشه ادکلن میزنه ماشین عوض میکنه مثلارفته 206 sd خریدی و خیلی کارای دیگه مردمم که میبینن بابایی من نه طرف چپو گرفته نه راست به قول معروف امروزیه مردم بیشتر باهاش رابطه برقرار میکنن مادربزرگ خودمم همین طوری حجابشو داره ولی زیر چادر یه لباسایی میپوشه که والا زنای جوون نمیپوشن بعدشم تو یک مجلس زنونه «مثلا روضه خونه همسایه » که میره چادرشو در میاره همه تعجب میکنن ولی هیچ کس نمیگه زن شیخو چه کارا... تازه بیشتر از پدربزرگم خوششون میاد که میگن چقد امروزیه نمیخواستم تعریف از خود و خانواده خودم باشه خواستم شمارو با بیشتر روحانیون و خانوادهاشون اشنا کنم ...

میس طلبه

سلام بزرگوار موافقم با حرف هاتون منو یاد کتاب "آداب الطلاب"آیت الله مجتهدی تهرانی انداخت در وصف اینکه حد و حدود رفتارهاوسکنات یک طلبه چیه موفق باشید یاعلی