چگونه پرامید بمانیم

میگفتم : بانو :

فعلا فقط فکر درستون باشید.

از اونجا که بانو آشپزی فوق العاده ای نداشت بهش میگفتم من تا سه چهار سال که روی غلطک بیفتی خیلی برام مهم نیست اینا رو بلد نباشی ولی توقع دارم پیگیر باشی و اینا رو یاد بگیری.

یکی دو ماه بعد بردمش مشهد.

یکی از کارهای مهم این بود که زندگی رو پر هیجان نگه میداشتم. البته من خودم ادمی هستم که از هیجان خوشم میاد.

یک هفته دیگه میبردمش خونه خاله اش . یه هفته دیگه میرفتیم خونه دوستام

 یه هفته میبردمش شاعبدالعظیم یه هفته میبردمش منزل علما. گاهی میبردمش نماز مرحوم ایت الله بهجت. ره. بانو از این که میدید مرتب . به سرعت چیزهای جدید میبینه و همراه من به منزل علما میاد ، اون هم کسانی که دیگران حتی ارزوی دیدنشون رو دارن خیلی احساس غرور میکرد. اینقدر براش جالب بود که با خودش میگفت : کاش زود تر از اینها با طلبه ازدواج کرده بودم.

 وقتی بعضی از بزرگان که بهمون تبریک میگفتن یا مثلا هدیه کوچکی میدادن بانو سرتاپا شور و شوق میشد و بال در میاورد.

زیارت مرتب حضرت معصومه هم جای خودش. بهر حال سال اول ما بیشتر تفریح بود. یا مسافرت های اینطوری یا حرم یا ح م ... .

هنوزم حسرت درس های اون چند ماه رو میخورم.

بانو یهو وارد یک مجموعه ای شده بود که خیلی تحویلش میگرفتن. یهو حس میکرد بزرگ شده. مهم شده و ... . و مجموعه ای از این اتفاقات همین اونو با شتاب به جلو هل میداد.

بعضا اختلافات اخلاقی هم بود ولی خب برای اوایل زود بود بخایم روی اونا کلیک کنیم.

یکی از بهترین خصوصیات فامیل ما این بود که عروس جدید رو خیلی بهش احترام  گذاشتند.

اونها هرگز فکر نمیکردند کسی حاضر بشه با روحانی ازدواج کنه میگفتند کدوم دختر حاضره تو این دوره زندگی ساده داشته باشه ؟ چادر بپوشه و ... ؟

 اما حالا که بانو رو میدیدند بانو در عین اینکه از لحاظ  ظاهری از خیلی ها بهتر هست و باز در عین حال دارای  حجاب ،  ساده زیستی، مهربانی ، متانت هست ، خیلی ازش خوششون اومد و واقعا اونو تحویل گرفتند. همه اینها انگیزه ها رو در بانو زیاد کرده بود و اون واقعا از زندگیش لذت میبرد. هر چند که از مال دنیا هیچی نداشتیم. ( هیچ به معنای واقعی )

فامیل ما فکر میکردند حالا اگر هم کسی زن روحانی و طلبه بشه حتما نقصی داشته و شوهر گیرش نمیومده و به همین خاطر حاضر شده زن طلبه بشه اما وقتی دیدند بانو ی مهربان من ، از خود اونها سر تر هست و اخلاق خوبش رو دیدند دیگه از ته قلب اونو دوست داشتند. ( سر تر بودن بانو به همراه سایر کمالاتش باعث برانگیخته شدن برخی حسادت ها هم بود و در عین اینکه برخی حسرت هم میخوردند ، حسرت از اینکه چرا همچین عروسی رو نتونستن برای پسرای خودشون پیدا کنن و یا چرا دخترای اونا مثل بانو نشدن و یا اینکه ... . ) 

/ 28 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آویژه

سلام حاج آقا خیلی خوب مینویسن وبتون به دل می شینه با دوپست گعده های انتخاباتی محله ی ما و ایران فردا بااین 8 نفر به روزم تشریف بیارین نظراتتونو ببینم خوشحال میشم با افتخار لینک شدین اگر مایلین منو با نام آویژه لینک بفرمایین

Dr

دوستان عزیز با اعلام سنشون امیدهای از دست رفته رو به من بازگرداندید چون من 20 سالمه![نیشخند][پلک]

Hera

بچه ها من 16 سالمه هنوز ازدواج نکردم[لبخند]

ای پی مو که می بینی، بسه

خب اینم از زندگی من. برام دعا کن.

ای پی مو که می بینی، بسه

خوشحال میشم نظرتو بشنوم در مورد خودم. نمی دونم چرا. اما الان همه چیو می دونی. چیزایی که فقط یکی از دوست هام می دونه و نه هیچ کس دیگه ای

یه پسر

به نام خدا سلام حاج آقا زندگی ساده یعنی چی؟ مثلا من که الان حقوق 500 هزار تومنی دارم، چی جوری میشه یه دختری با این وضع من زندگی کنه، در حالی که قیمت اجاره بها اطراف خونه ما و محل کارم برای یه خونه 50 متری حدود 300 هزار تومنه با پیش پول حدود 4میلیون تومن! واقعا با 200 هزار تومن در ماه چی جوری میشه زندگی کرد؟ دقیقا اینکه میگن خدا روزی میرسونه یعنی چی؟ چون خیلی از مذهبی ها این حرف رو به من میزنند ولی کمکی نمیکنند! و هرگز هم حاضر نشدند که دخترشون رو به من بدن! (چون به قول خودشون توی این گرونی دیوانه شدم که دنبال زن گرفتن افتادم) بعدش میگن که لازم نیست روزی خدا مادی باشه! ممکنه که معنوی باشه! آخر سر هم میگن با روزی معنوی، شکم که سیر نمیشه! دقیقا شما خودتون میزان هزینه ماهیانه خوراک و پوشاکتون چقدر تموم میشه؟ چقدر اجاره ماهیانه میدید؟ الان کدوم دختری پیدا میشه که توی خونه ای بدون ماشین لباسشویی یا مبل یا تلویزیون صفحه تخت زندگی کنه؟ شاید بگی که هستند آره ولی نادرند و توی ستاره های آسمون باید پیداشون کنی و از اونها هم عده ای بعد از مدتی خسته میشن! فعلا که داریم با درس خوند و کسب مدرارک عالیه خودمون رو گول میزنیم تا

عذرا

سلام ثریا جان عزیزم، درسته من کسی نیستم ولی حتما برات دعا میکنم انشالا بزودی خوشبخت بشی...

ثریا

ممنونم عذرا جان خانوم خانوما باعث افتخار هست که برام دعا میکنی [بغل] ............................ Dr عزیز خوشحالم باعث امیدواری شما شدم [شیطان]

همسرطلبه

حاج اقا این رو خوب اومدین من وقتی با طلبه ازدواج کردم اقام بعد یکی دوهفته اومد خونه گفتن چطور شد یه مهندس برق باهات ازدواج کرده حتما مشکلی داشته بعدبه مامانم گفت راستی چرا با من ازدواج کرد مامانم بهش جواب داد دخترم خواست با مهندس دین ازدواج کنه من خودم هم خیلی وقت بود میخواستم حوزه ثبت نام کنم اما همش منتظر موقعیت بودم بتونم حوزه قم ثبت نام کنم حالا انشاالله اگه خانم فاطمه معصومه طلب کنن موانع برداشته میشه

همسرطلبه

حاج اقا این رو خوب اومدین من وقتی با طلبه ازدواج کردم یه روز اقام از حوزه اومدن خونه ما گفتن تو حوزه بهم گفتن چطور شد یه مهندس برق باهات ازدواج کرده حتما مشکلی داشته عیب وایرادی داشته(البته بعد از اون خیلی دنبال پیدا کردن عیب بودن تو خانواده اشون هم پچ پچ فامیل میومد که همه چیزش جوره اینکه مشکلی نداره اون روز نفهمیدم چرا خانومای فامیل اینجوری دارن میگن تازه الان فهمیدم) بعدبه مامانم گفت راستی چرا با من ازدواج کرد مامانم بهش جواب داد دخترم خواست با مهندس دین ازدواج کنه من خودم هم خیلی وقت بود میخواستم حوزه ثبت نام کنم اما همش منتظر موقعیت بودم بتونم حوزه قم ثبت نام کنم حالا انشاالله اگه خانم فاطمه معصومه(س) طلب کنن موانع برداشته میشه. خدایا ما را در امر دین ثابت قدم نگه دار