طنز دونی

طنزم نمیاد. یعنی باید چکار کنم تا طنزم بیاد؟ مثلا 6 روز روزه بگیرم خوبه ؟ نه بابا من اصلا یه جوریم شده که طنزدونیم خالی شده چند روز دیگه کاملا خشک میشه و می افته. هیچ راهی هم برا چرب کردنش نیست. یعنی هر چی هم چربش کنیم بیشتر خشک میشه. به فکرم رسید برم یه کار عجیب غریب و مسخره کنم بعد بیام تعریف کنم تو وبلاگم ملت بخندن یه کم روحیه شون باز بشه. نه که ملت خیلی هم نمیخندن حالا ما باید بریم براشون بساط خنده جور کنیم. 

میگم چطوره یه هفته به همه مرخصی بدن و چند تا از کمدین های دنیا رو مثل مستربین ، دیدی ، و ... رو جمع کنن تو تلویزیون و ملت بشینن حسابی بخندن ؟

یا مثلا 30 - 40 تا موشک درجه یک بفرستیم طرف داعش ملت ذوق کنن . 

یا بگیم رییس جمهور دو سه ساعت سخنرانی کنه . چون حتما تو صحبتاش یه چیزی پیدا میشه که ملت رو یه هفته سرگرم کنه. 

یا مثلا بگیم تو مجلس چند تا نماینده ها دعوا کنن ما بخندیم . چطوره ؟ خوبه ؟

اصلن یه پیشنهاد دیگه. 

چند نفر لباس داعشی ها بپوشن برن تو مجلس یا یه جای مهم دیگه چند تا تیر در کنن تلویزیون هم پخش زنده نشون بده. بعد هم همه شون رو دستگیر کنیم بگیم دیدین دیدین نتونستین. 

اصلن مگه فیلمهای وسترن رو چطوری میسازن ؟ این همه هزینه این همه امکانات اخرش هم با کلی خالی بندی یه فیلم بی مزه میشه که همه هم نمیتونن ببینن. خب ما خودمون بریم تو نصف روز یه صحنه درست کنیم تلویزیون هم نشون بده. تازه کلی هم پز میدیم برا خارجی ها که کسی هم کشته نشد و فوری هم دستگیر شد. 

پکیدیم از این یه نواختی. از این روزمرگی. 

 

یه مدت هست دچار یبوست روحی شدم. باید از همه کناره بگیرم. بخوابم چایی بخورم و به گور بابای دنیا بخندم . البته بلا نسبت شما که اینو میخونی . 

حالا چرا ناراحت میشی ؟ چرا تو دلت فحش میدی ؟ هان هان هان ؟ گفتم که بلا نسبت شما. حالا هی بیا و جیغ بزن. 

یه تجربه از زندگی براتون بگم درس بگیرید. درس . 

زنها تو دنیا دو دسته هستند. 

یک دسته خیلی با وفا

یه دسته خیلی بی وفا. 

حد وسط گمان نکنم داشته باشه. 

من  تو زندگیم هر دو دسته رو دیدم. 

با وفا و بی وفا. اونایی که بی وفا بودن بیشتر ادعا داشتند. اونایی که با وفا بودن کمتر از خودشون گفتند و این مردها بودند که باید اونها رو کشف میکردند. 

با وفا باشید. 

/ 9 نظر / 30 بازدید
زهرا

حاج اقا خودتونین؟؟؟؟؟؟؟ ادم شک میکنه یه وقت وبلاگتون هک شده :|

عطرسیب

ببخشید پیامم برای این پست بود

گل همیشه بهار

من هم به همین حال دچارم حاج آقا. نیاز به یه مشاور متدین،امین ،باشعور و درک و کسی دارم که مشاوره ای که باهاش میکنم زود یادش بره و راجبه مسائلی که باهاش درمیون میزارم قضاوت بدی نکنه

گل همیشه بهار

یه دوست دارم که خیلی باهاش مشورت میکنم و خیلی راهکاراش به دردم میخوره. این موضوع بهم آرامش میداد اما تازگیها با هم رفت و آمد خانوادگی پیدا کردیم و همسرانمون با هم دوست شدن این دوستی به 12 سال می کشه. از وقتی رفت و آمد خونوادگی پیدا کردیم و با هم به گردش میریم احساس میکنم دیگه نباید خیلی باهاش مشورت کنم احساس می کنم باید حریممو باهاش بیشتر حفظ کنم. اون همون آدمه منم همونم اما نمی دونم چرا احساس خطر می کنم.

گل همیشه بهار

حاج آقا من خیلی محتاطم و همیشه حریممو با دیگران حفظ میکنم . باور میکنید بعد از 8 سالی که از ازدواجم میگذره تا حالا در یخچال مادر شوهرمو باز نکردم.خیلیا میگن خودتو خیلی اذیت می کنی. من دوست دارم یکی باشه به درد دلم گوش کنه مخصوصا تو این روزا که خیلی غمگینم . اما همین فردا یادش بره چی گفتم . دوست ندارم چند سال بعد که دارم باهاش حرف میزنم بگه آهان یادم میاد تو از اول اینطوری بودی یا همچین مشکلی داشتی.متاسفانه این از ضعف ایمانه اگه با خدا خوب بودم به خدا می گفتم خدا که خودش از روحیاتم خبر اره قضاوتی راجبم نمیکنه و منو اونطوری که هستم میشناسه

گل همیشه بهار

فقط اینو می تونم بگم که اینهمه آدم دورمونو گرفتن اینهمه آدم هستن و به وجودشون نیاز داریم اما هممون از ازل تا ابد تنهاییم.تنهای تنهای تنها...

گل همیشه بهار

3 تا خواهر بدون برادر...

گل همیشه بهار

سلام حاج آقا . ببخشید که با حرفهای صد من یه غاز من وقتتون گرفته میشه. اینی که میگم می خوام یادش بره برای اینه که ما تو حوزه یه مشاور داشتیم و من 8 سال پیش رفتم پیشش و یه درد و دلی کردم و الان اون مورد حل شده و اصن یادم رفته.اونوقت اون هر وقت منو تو کوچه خیابون می بینه میگه اون مشکلت چی شد. فکر می کنم اون کار و زندگی دیگه ای نداره و فقط داره به اون مشکل من فکر می کنه

گل همیشه بهار

نمی دونم شایدم شما درست می گید.