فهرستی از مطالب جلسه اشنایی

همه میدونن که زندگی با یک طلبه شرایط خاصی رو طلب میکنه ، با خودم عهد کردم که در صحبت ها همه حرفهارو رک و صاف بزنم. البته نه جوری که بترسه و فکر کنه طلبگی یعنی از صبح تا شب باید روزه بگیری و شب هم نون خشک بخوری و تازه اخلاق گندی رو هم باید تحمل کنی.

بلکه فقط جوری حرف بزنم که نه چندان وعده و وعید بیجا داده باشم و نه چندان بترسانم.  خوبی ها و بدی ها ( البته طلبگی بدی نداره ) سیاهی و سفیدی و کلا همه چیزر وبا هم بگم.

مثلا بگم : من کسی نیستم که برا یه کلاف کاموا از صبح تا ظهر تو ده تا پاساژ بگردم. بگم که خانواده طلبه باید الگو باشه برا دیگران ، احترام ادب متانت اخلاق مهربانی معنویت از ارکان هست ، اما در عین حال باید ساده زیست هم بود ، خب خیلی از دخترها با ساده زیستی مشکل دارن ، گرفتار چشم و هم چشمی میشن ، اما تو خانه ی یک طلبه اینها ممنوع و خط قرمز هست ، اما در عوض معنویت و اخلاق هست ، بهر حال فهرستی بلند بالا از مسائل مختلف رو ردیف کردم تا تو جلسه گفتگو تحویل دختر خانوم بدم.

البته همه چیز رو مودبانه و با زبانی نرم بیان باید گفت ، اما فقط باید حرف راست رو زد.

 همون جا تکلیف مهریه هم مشخص میشه ، خب الگو بودن ، ساده ریست بودن و ... اقتضا میکنه مهریه هم کم باشه ، و الا نمیشه خانوم من مهریه انچنانی داشته باشه اما خودم فردا روی منبر به مردم بگم ایها الناس مهر دخترا رو بیش از حد قرار ندید. میشه ؟ نه نمیشه.!!!!

/ 5 نظر / 14 بازدید

سلام مواظب همسرتون باشید، یه جورایی دلم براش سوخت طفلی...

عذرا

سلام شما روی دختر خانوم ندیده چطور میخواهید همسرش کنید؟؟؟ خوش بحال خانم شما، باور کنید وقتی خواستگار بهم میاد آقا پسره اونقدر نگام میکنه... از خجالت آب میشم...

0098

هر چه بیشتر مطالبتون رو میخونم، برداشت اولیه ام از نوشته اتون قوت بیشتری میگیره حیف که درس دارم و الان وقتش نیست که بخوام منتقد باشم ان شاء الله بعد از انتخابات ... :)

مسی

احسن ..... خوندمتون...بازم بهتون سر می زنم

منتظر

اونهایی که همسران طلبه و روحانی و انتخاب میکنن یه جورایی از خواص ان...چون زیر ذره بین همیشگی قرار دارن...