کلا روزانه

حالا مردم فک میکنن من بیکارم. تا اومدم خونه و خواستم بخوابم ساعت نزدیک یک بود. بی زحمت سه و نیم یکی منو برا سحری صدا کنه.

* یه سوال اساسی برام پیش اومده که خانومها از شنیدن یک سخنرانی مذهبی چه حسی بهشون دست میده ؟

این سوال اولین بار وقتی پیش اومد که بانو همیشه موقع اخبار ساعت 2 میخواست سمت خدا نگاه کنه. حتی بعضی وقتها گوشه کتابش یا جایی مطالبش رو یادداشت میکنه. حتی اگر حرف ها تکراری باشه بازم انگار خیلی دوس داره.

فکر میکردم فقط بانو اینطوریه.

اما الان تو این مسجد قبل از ظهر برا خانومها حدود یه ربع مساله میگم و کمی صحبت میکنم.

بین دو نماز هم به طور عمومی ده دقیقه صحبت میکنم.

بعد از نماز عشا هم نیم ساعت براشون حرف میزنم.

مگه یه ادم - مخصوصا از نوع پیرزن - در روز چقدر میتونه حرف گوش کنه.

با این حال دیروز مورد اعتراض یکی از خانومهای نسبتا جوان مسجد واقع شدم که : حاج اقا قبل از نماز برا ما کم حرف مزنید. !!!!!!!!

کم حرف میزنم ؟ جان من ؟  !!!

ضمن اینکه برا این خانومها در قبل ماه رمضان هر روز صبح صحبت میکردم و جلسات دیگه ای که الان به طور هفتگی - چند روز در هفته - براشون سخنرانی های طولانی تر دارم.

چقدر حرف بزنم اخه ؟ چرا خانومها از این حرف زدن ها خوششون میاد؟ نکنه حس ارامش بهشون دست میده ؟

* امشب قراره با پسر بزرگتر ها بریم تفریح و البته به همراه پرسش و پاسخ. احتمالا حاجی امشب جنازه اش به خونه میرسه. جلسه پرسش و پاسخ علاوه بر سواد تیز هوشی و مهارت خاصی میخاد.

* دیشب با خودم میگفتم امام عصر عج چقدر از این جلسه پرسش و پاسخ خوشش اومده ؟ راضی هست ؟ نیست؟ نوکر خوبی بودم ؟ نبودم ؟ خاک بر سرم.

* میگم حاجی ، فقه خوندی ، اصول خوندی ،  فلسفه کلام تاریخ منطق و ... اما نوکر خوبی هم بودی؟ ظاهرا با خودم دعوام شده . اما خوشحالم.

* امشب و فردا میخام برا همون خانومی که مقروض بود تو مسجد پول جمع کنم. اونم چیزی نزدیک یک میلیون.

* یه پیر مردی برام نامه نوشته و میگه حاجی اینو بخون درد دلم هام هست. میگم چشم. میرم خونه میبینم بالاش نوشته : " خدمت امام جمعه محترم " !!!!

فک میکنه من امام جمعه هستم. شاید هم امام جمعه رو با امام جماعت اشتباه نوشته.

بعد میبینم تو یه صفحه ی دیگه همون مطالب رو تکرار کرده. حدس میزنم نامه رو داده دو نفر دوبار براش نوشتن تا مطمئن بشه. اما چرا خط هر دو صفحه مثل هم بود؟

حالا شرمنده هستم که چطوری حق این مظلوم رو میتونم بگیرم ؟

..........................

ببخشید طولانی شد. ببخشید وقت عزیزتون رو گرفتم.

میدونم که از کامنتای شما چیزهای خیلی خوبی در میاد. نا سلامتی خیلی هاتون طلبه و دکتر و ارشد و .. هستید.

با دقت مطالبتون رو میخونم. مخصوصا اونایی که نویسنده کامنت رو بیشتر میشناسم چند بار میخونم.

/ 58 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هولدن کالفیلد

"آقای آسمانی" اینجا هم مسلک شما ، به ما "انگ بی غیرتی ، دیاثت ، بی بند و باری و قس علی هذا" زد ، شما یک کلام چیزی نگفتی ، اینجا که رسید "چرا؟" اومد؟ چرا وقتی ایشون به شخص من گفت "روزی صد تا مثل شما نبینم خوف برم میداره که خدا رهام کرده" چرا وقتی "سخن بری و حرف های ناواقع در مورد خانم هویج" گفتن ، چرا وقتی "حرف های رسماً خاله زنکی زدن" از این "چرایی ها و به دیگران کاری نداشته باشیدها" نداشتین؟ به همین دلیل که شما اونجا سکوت کردید ، اینجا سکوت کنید! سنگین تر و زیبا تره! به "واجبات صنفی" که میرسه ، تعاریف حق و ناحق عوض میشه؟ بنده یک شخصیت تحصیل کرده ام ، با هرکس اندازه ی خودش ، در حد خودش ، و با متدلوژی خودش بحث میکنم ، شما اگر دلت برای "شان انسان" سوخته بود ، جلوی "شمشیر زبان" ایشون رو میگرفتین که همه رو مستفیض کردن ، شما به عنوان "یک معمم" اول یه سوزن به "هم مسلک" خودتون بزنید ، بعد به اسم همه ، به مخافها جوالدوز بزنید. ضمن اینکه ملاک من برای "ارزش انسانها نزد خدا" حرف خداست که عرض

شیخ حسین

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون به سفارش دوستانی که تعدادشونم اندک نیست سکوت میکنم!

جولیک

سلام قربان من در متن دچار یه مشکل شدم!! یعنی چی که " خانوما از شنیدن سخنرانی مذهبی چه حسی بهشون دست میده؟" یعنی مثلا یه حس متفاوت با آقایون قراره بهشون دست بده؟ براتون صرفا سواله که جمعیت نسوان چه حسی بهشون دست میده آخه؟!! مثلا چه حس شگرفی به وجود قراره بیاد که در جمعیت ذکور نمیاد؟ یعنی آخه من میخوام بدونم، الله وکیلی شما چه فکری کردین که این فکر براتون ایجاد شده!! مرد پایه سخنرانی مذهبی ندیدید؟ یا از خانوما بعیده پایه سخنرانی مدهبی دوست داشته باشن؟ بعد دقیقا تفاوت اصلی این دو جنس چیه که شما براتون فقط خانوما سوال شدن؟ یکی منو روشن کنه خب!

جولیک

خود نویسنده از پس روشن کردن خواننده بر نمی آید آیا؟[نیشخند] جل الخالق!

شیخ حسین

سلام به جولیک! ذکور در برابر سخنرانی جبهه میگیرن! یا موافق یا مخالف! و همین جبهه گرفتن باعث خستگی میشه و طولانی شدن صحبت باعث تعب و خستگی!!! ولی نسوان! خودشون رو در دریای سخنرانی غرق میکنند و شناور! کار ندارن که چی میشه چی میگه! دوست دارن بشنون که یه چیزی از توش دریارن! و هرچه بیشتر بشنون بیشتر چیزی پیدا میکنن! برای مثال حلقه معرفتی بود برای مردان! خب بعد ۱ساعت و نیم دیدم این پا اون میشن! سلام دادم! ولی بعدش با خواهران بود! تا ی ساعت به سحر مونده یعنی از ۱۱ شب تا ۳ تقریبا! باز هم تمومی نداشت! سوال هم نداشتن! دوست داشتن حرف بشنون! جناب جولیک! متوجه شدین شیخنا منظورشون چی بوده؟

Dr

شيخ حسين عين سفارشات دين رو بيان كردند برخي اشتباه برداشت كردند ايشون هر مطلبي رو بيان كردن از دلسوزي بوده انصاف هم بد نيست و اندكي مطالعات در زمينه ي مذهب التماس دعا

جولیک

خب اولا که من رسما دارم شاخ در میارم جناب آسمانی!! تا دوستان هستن چرا ما یعنی چی؟ پس پرشین بلاگ به چه علت امکان پاسخ کامنت رو واسه نویسنده باز کرده؟ اصلا نویسنده ای که گره از مشکل خواننده نگشاید نویسنده نمیباشد! دکتر شریعتی!:دی در مورد شیخ حسین من حس می کنم این استدلال یه جور تعمیم دادن ناشیانه ست...شما رو نمیدونم کجایید، طرف ما، پایه منبر گوش دادن ها اکثرا ذکورند:دی با یه مجلس دو مجلس که نمیشه در مورد کل ابنا بشر(پرسش:همزه کجای کیبورد بود؟:دی) نظر داد خب! بعدش هم! شما از هر دو گروه پرسیدید،خودشون گفتن اینگونه که گفتید میشن، یا استنباط خودتون بود اینا که گفتین؟ چون من به شخصه تا حالا تو هیچ سخنرانی مذهبی ای "شناور " نشده م، "غرق" که هیچ! حالا یا شما دارین تعمیم غلط میدین به جامعه بانوان، یا من مشکل هویتی دارم با بانو بودنم:دی زین پس جناب آسمانی لطف فرموده خوشون ابهامات رو برطرف کنن...یا اصلا یه اکانت برای شیخ حسین باز کنین بگین ایشون مسئول رفع ابهام نوشته های اینجانبه، تکلیف همه مشخص باشه...چون من دوست دارم جواب سوالمو از طرف سوالم بگیرم نه از شخص ثالثی ممنون از آقا حسین و منتظر جواب صاح

جولیک

پیچ ندین مبحثو لطفا آقایون:)) این مدل پیچوندن مبحث اخلاقیه؟

hosna

وای مامان منم اینجوریه ها...منم برام سواله که چرا اینقدر به این برنامه ها علاقه داره وقتیکه که بهشون عمل نمیکنه؟؟!!هر روز سمت خدا میبینه..برنامه های سخنرانی دیگه رو هم میبینه..ولی خداییش تا حالا ندیدم یه کلمه از این حرفها روش تاثیر بذاره وبهش عمل کنه انگار بیشتر دوس داره بشنوه و بعد تو نصیحت کردن دیگران ازش استفاده کنه.