روزهای عاشقی یک طلبه

لطفا به وبلاگ جدید مراجعه کنید. 1talabe1.blog.ir

دیگه مطمئن شدم
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/٥/۱٢  کلمات کلیدی: روزانه

دیگه مطمئن شدم. مطمئن شدم که اگه آدم زن دوم یه مرد خوب بشه خیلی بهتر از اینه که زن اول یه مرد بد بشه. دیروز با بعضی ها داشتیم صحبت میکردیم که همین نزدیکی ها یه کمپ ترک اعتیاد ایجاد بشه. اینجا قبلا یه کمپ بوده که متاسفانه تعطیل شده و مسئول قبلی نتونسته خوب  اونو اداره کنه. بیشتر مرکز کسب سود بوده تا ترک اعتیاد. گاهی بچه هارو کتک میزدن در حالی که روش ترک اعتیاد به قول خودشون " عشق درمانی " هست.

لابلای همین صحبت ها یکی گفت : فلان آقا که ترک اعتیاد کرده تعریف های ناجوری میکرد. میگفت فلانی چون معتاد بود دوستاش رو دعوت میکرد بیان خونه اش تا دور هم بکشن و یه چیزی هم گیر اون بیاد. بعد میگفت دوستاش وقتی خونه اون جمع میشدن گاهی به خانومش هم ناخونک میزدن و باهاش شوخی میکردن اما اون مرد هیچ غلطی نمیکرد. البته اینارو بعد از ترک افشا میکرد .

اینو که شنیدم خیلی ناراحت شدم. تو همون لحظه بیاد سوال خودم افتادم. زن دوم یه مرد خوب بهتر از زن اول یه مرد بد هست.


اینجا فقط دو سه نفر هستن که زن دوم دارن البته دو سه نفر هم پنهانی زن دوم دارن و ظاهرا خانوماشون هنوز خبر ندارن.

...........

حاجی این روزهای اخر ما هرمضون برنامه های خوبی رو میخاد اجرا کنه . خیلی به دعاهاتون احتیاج داره.

..........

تو یه مهمونی افطاری بودیم سه چهار تا حاج اقای دیگه هم بودن که تقریبا هم سن من بودن. هر کدوم بغل دستش یه بچه نشونده بود. یه بچه 6- 5 ساله و بهش کمک میکرد که غذاشو بخوره. بابا جون اینو میخای ؟ اونو میخای ؟ بابا جون اینو برات بریزم؟ اونو بریزم ؟ همچین خوشکل هم نشسته بودن که نگو.

خب منم چند تا ماشاالله لا حول ولا قوة الا بالله گفتم براشون دعای خیر کردم. اما خیلی دلم آب افتاد.