روزهای عاشقی یک طلبه

لطفا به وبلاگ جدید مراجعه کنید. 1talabe1.blog.ir

المهدی صاحب لواء النبی / اثبات امام عصر به روش های مختلف
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/٥/٩  کلمات کلیدی: دینی علمی

دوست داشتم و البته وعده کرده بودم که درباره وجود نازنین اما معصر ارواحنا فداه بنویسم. اما واقعیت این بود که انگیزه کافی نداشتم چون فکر میکردم اگه کسی سوالی داره خیلی راحت میتونه جواب سوالشو در نت پیدا کنه و نوشتن مجدد من از مصادیق موازی کاری و کار تکراری هست.

اما چون وعده داده بودم و همچنین با مطالعه ای که کردم متوجه شدم که نوشته ای از این دست - یعنی به سبک نوشتن خودم - کمتر در نت وجود داره. امیدوارم که این تلاش اندک برای پویندگان راه سعادت راه گشا و مورد قبول حضرت پروردگار واقع شود.

اسم این نوشته را " المهدی صاحب لواء النبی " میگذارم.

پیشنهاد میکنم برای خواندن این متن ابتدا از آن پرینت بگیرید و سپس مطالعه کنید.


بسم الله الرحمن الرحیم

ادله اثبات وجود مقدس اما م عصر علیه السلام. :

ادله عقلی

دلیا عقلی اول :

 

دلیل اول : خالق جهان ، حکیم است و حکیم هم کار بیهوده نمیکند و خلقت انسانها هم بیهوده نبوده و از طرفی بشر هم نیازمند راهنما و حجت دارد ، در نتیجه  حتما باید در جهان حجت و فرستاده ای از طرف خداوند متعال باشد

ممکن است سوال شود که از کجا معلوم که این حجت و فرستاده الهی امام زمان باشد؟

جواب :  این نماینده الهی باید حتما معصوم و بدون هیچ گونه اشتباهی باشد تا بتوان به اون به عنوان ننماینده الهی اعتماد کرد. اگر معصوم نباشد و در او اشتباه باشد دیگر نمیتونا به حرف های او اعتماد کرد. زیرا چه بسا در ادعای امامت خود هم دروغ بگوید.

وانگهی این  نماینده الهی هم باید از جنس بشر باشد نه از جنس ملائکه و  نیز نمیتواند این راهنما از نوع کتاب و نوشته باشد زیرا : اولا : کسی میتواند به عنوان حجت و الگو برای ما باشد که از جنس خود ما و مثل خود ما باشد و اگر از جنس فرشته بود هر گر نمیتوانست برای ما الگو باشد. همچنین کتاب و نوشته هم نمیتواند باشد زیرا اولا صرف کتاب و نوشته الگوی کاملی برای ما نیست و نیز کتاب و نوشته نیاز به مفسر و مبین دارد. این مطلب علاوه بر اینکه عقلی است در قرآن و احادیث هم به ان اشاره شده )

بنابراین در هر عصر و زمانی باید یک ولی و حجت الهی بین مردم باشد ، حال شما نام این حجت یا ولی الهی را هر چه میخواهید بگذارید.

دلیل عقلی دوم :

برهان نظم :

بدیهی و روشن است که عالم بر اساس فوق العاده دقیقی خلق شده است ، هیچ موجودی ناقص خلق نشده و تمام شرایط لازم برای حیات او باید برایش خلق شده باشد زیرا خداوند حکیم و عالم کل هست و خدای حکیم و عالم کار ناقص و اشتباه از او سر نمیزند.پس خلقت او کامل و بدون نقص است و عرضه و تقاضا در بافت کلی عالم هستی کاملا رعایت شده است. ( حال اگر کسی گرسنه میخوابد یا ... این بخاطر نقص از ناحیه خالق عالم نیست بلکه بر اثر ظلم ها و اعمال ناشایست بشر است نه اینکه خداوند در عالم  موجودی را خلق کند  اما نیازهای او را خلق نکرده باشد )

بنابراین مسلما یکی از اصول برهان نظم  به حکم عقل ، مساله تناسب عرضه و تقاضا است. حال این مقدمه بدیهی را داشته باشید تا به مرحله بعد برویم :

حتی اگر یک انسان در عالم وجود داشته باشد که بخواهد راه بندگی و معرفت الهی را در پیش بگیرد و خداوند ابزار معرفت را برای او خلق نکرده باشد این ظلم به ان انسان است. زیرا تقاضا هست اما عرضه نیست. نیاز هست اما رفع کنند نیاز نیست. بنابراین در هر زمانی باید راهنما و حجتی برای هدایت بشر وجود داشته باشد تا مساله نیاز بشر به راهنما و مرشد رفع شود و تناسب  عرضه و تقاضا حفظ شود.

لازم به ذکر است که استدلال به برهان نظم روش های دیگری هم دارد که ما به همین یک بیان بسنده میکنیم.

نکته  : این نکته ربطی به استدلال ندارد و به عنوان یک فایده و نکته ذکر میشود :

یکی از نکات ظهور و غیبت اما معصر همین مساله است ، وقتی تقاضای جهانی برای داشتن یک حجت الهی در عالم شکل گرفت و بشر به اینجا رسید که همه ی مکاتب مادی باطل است و فقط یک انسان معصوم الهی شایسته حکومت بر جهان است ، بعد از این تقاضای جهانی است که خداوند فرج حضرت حجت را خواهد رسانید. ( تناسب عرضه و تقاضا ، تقاضای جهانی = عرضه جهانی )

 دلیل عقلی سوم :

این دلیل مربوط به اصل آمدن یک منجی است و اعم از مدعا است . 

از راه حساب احتمالات : در تمام ادیان مهم عالم سخن از آمدن یک منجی امده است که جهان را پسر از عدل و داد میکند ، در نزد زرتشتیان سخن از امدن سوشیانس و نزد مسیحیان سخن از آمدن مسیح و یهودیان معتقد به ارض موعود هستند ، در بسیاری از ادیان دیگر هم چنین مساله ای هست.

حال بر اساس حساب احتمالات خیلی خیلی بعید است که همه ادیان الهی دروغگو باشند و حق و حقیقت بر ما پوشیده باشد همچنین اگر همه ادیان دروغ گفته باشند این مساله با عدل الهی سازگار نیست زیرا : میتوان به خداوند عرضه داشت که چرا حق و حقیقت را بر ما روشن نکردی و مارا گمراه کردی؟ لااقل در یکی از این ادیان باید نظر خود را حفظ میکردی تا کل جامعه بشری منحرف نشود.

تذکر مجدد : گفتیم که این دلیل عقلی فقط اصل وجود منجی را ثابت میکند اما اینکه این منجی متولد شده یا خیر ، حضرت مهدی است یا شخص دیگر ، ... را اثبات نمیکند . )

دلیل عقلی چهارم :

این دلیل یک دلیل نقلی است اما چون در آن از حساب احتمالات استفاده میشود ما انرا جزو ادله عقلی قرار دادیم :

وقتی به کتب حدیثی مراجعه میکنیم میابیم که احادیث حضرت مهدی عج متواتر است هم نزد شیعه و هم نزد اهل سنت. و تواتر یعنی اینقدر این احادیث نقل شده  که نیاز به سند ندارد ( هر چند که سند خیلی از انها هم تام و کامل است ) و شنونده با وجود این همه نقل فراوان یقین میکند که همه ناقلین نمیتوانند اشتباه کرده باشند مثلا شما دیوار چین را ندیده اید : اما اینقدر  سخن ها در باره دیوار چین شنیده اید که یقین به وجود چنین بنایی دارید.

 یا مثلا شهر " سن پطرزبورگ " را ندیده اید اما اینقدر درباره ان شنیده اید که  بر اساس حساب احتمالات  عادتا محال است که همه ناقلین دروغ بگویند یا اشتباه کنند. ( هر چند دروغ گفتن همه ی مردم ، عقلا محال نیست اما عادتا محال است )

دلیل عقلی پنجم :

برهان لطف.

خلاصه این برهان این است که : وجود اما م لطف است و لطف بر خدا واجب است پس نصب اما م بر خدا واجب است.

( اما اینکه وجود امام لطف است و اینکه ایا لطف بر خدا وند واجب است و اینکه اصلا لطف یعنی چه خود نوشته ای دیگر میطلبد. به کتاب تجرید ریاضی دان و منجم و فقیلسوف بزرگ ، خواجه طوسی  ره مراجعه کنید  )

دلیل عقلی ششم :

البته این دلیل ممکن است عقلی – نقلی باشد اما میتوان آنرا به گونه ای تقریر کرد که جزو ادله عقلی محسوب شود .

تقریر دلیل :

 یکی از مبانی برهان عقلی این است که نبوت و امامت، یک فیض معنوی است... مسلمانان هم می گویند که این فیض تا وجود پیغمبر اکرم(ص) باقی است. اهل سنت می گویند که این فیض معنوی که در لباس نبوت و امامت بود، با فوت پیغمبر قطع شد. پس ارتباط بشر با عالَم بالا قطع شد.
اما ما می پرسیم چرا خدا چنین فیضی را به گذشتگان داده، اما به ما و آیندگان نداده است؟ مگر ما از آن ها کمتر هستیم؟ شیعه امامیه این مشکل را حل کرده است و آن این که این ارتباط به صورت نبوت نیست که رسالت، تکالیف و دین جدیدی باشد؛ بلکه فیض الهی به واسطه انسان کاملی برقرار است و از طریق این انسان کامل به بشر می رسد. امروزه آن واسطه، حضرت حجّت (عج) است. این برهان را علامه طباطبایی برای پروفسور کربُن بیان داشته است

براهین عقلی دیگری هم در این میان هست که نیازی به ذکر آن نیست . مثل دلیل "عالُم حکمت " از شیخ اشراق ره.

بهر حال همان دلیل عقلی که اصل لزوم بعثت انبیا را ثابت میکند اصل لزوم یک نماینده الهی را هم اثبات میکند ، همان دلیلی که عصمت انبیا را ثابت میکند ، عصمت امام را هم ثابت میکند . همان دلیلی که  منصوب بودن پیامبر از طرف خدا را برای ما ثابت میکند  ، همان دلیل هم ثابت میکند که اما م باید از سوی خدا برای ما منصوب شود.

دلیل قرآنی :

دلیل قرآنی خود دو گونه است : دلیل قرانی محض ( بدون کمک از روایات ) ب : دلیل قرآنی با کمک گرفتن از روایاتی که آیات را تفسیر کرده اند.و تبعا دلیل قرانی محض قوی تر است زیرا ممکن کسی سنی باشد یا اصلا بگوید من روایات را قبول ندارم فقط از قران دلیل بیاورید. لذا ما بیشتر روی دلیل قرانی محض تکیه میکنیم. ضمنا ارزش دلیل قرانی یا روایی کمتر از دلیل عقلی نیست و چنین نیست که مثلا دلیل قرانی شانش کمتر از دلیل عقلی باشد. مهم این است که  کدام دلیل اطمینان بخش تر باشد.

دلیل قرآنی محض :

آیا در قرآن آیاتی در مورد امام عصر ( منظور از امام عصر کسی است که حجت خدا در زمان باشد هست حال اسمش هر چه میخواهد باشد ) وجود دارد ؟

جواب بله :

دلیل اول : سوره مبارکه قدر :

تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم ... .

تنزل فعل مضارع است که در اصل تتنزل بوده که  حرف " تاء " اول آن حذف شده. فعل مضارع در ادبیات عرب دلالت بر استمرار میکند. یعنی همیشه و دائما در شب قدر ملائکه الهی نازل میشوند  و میدانیم که همان طور که در شب قدر ملائکه بر پیامبر نازل شد بعد از آن هم بر امامان بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله نازل میشوند. پس باید امام و حجتی باشد تا ملائکه بر او نازل شوند. به عبارت دیگر همیشه باید یک حجت الهی باشد تا ملائکه بر وی نازل شوند. دائما و مستمرا.

لذا امام معصوم به این مضمون در حدیثی همین مطلب عقلی را تایید فرموده و میفرمایند :

«ای شیعیان! به آیه "انا انزلناه فی لیلة مبارکة" استدلال کنید. این سوره (دخان) پس از رسول خدا، خاصّ ولی امر در هر عصری است».

و در نقلی دیگر چنین است :

ای گروه شیعه، با سوره «انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین علیهم السلام مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) کنید تا کامیاب و پیروز شوید، به خدا که آن سوره، پس از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله حجت خدای تبارک و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الکتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مبارکة انا کنا منذرین» مخاصمه و مناظره کنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است.

لازم به ذکر است که بدون این احادیث هم میتوان این مطلب را ثابت کرد و ما روایات را فقط به عنوان تایید آوردیم و الا اگر این روایات نبود باز هم این استدلال صحیح بود.

دلیل دوم :

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین ( قصص / 5 )

به وجه ممکن است استدلال شود :

وجه او ل : بدون استفاده از روایات :

اینکه این آیه در مقام بیان یک قاعده کلی است و اختصاصی هم به مساله حضرت موسی علیه السلام ندارد و سنت الهی این است که زمین را به مستضعفان عالم بدهد و از ظلم و ستم برهاند و باید همه منتظر آن منجی باشیم تا حکومت جهانی خود را تشکیل داده و مستضعقین حکومت جهانی تشکیل دهند.  ضمنا در آیه کریمه کلمه ی " الارض " دارد که ظاهرا منظور این است که همین زمین را به انها میدهیم. نه فقط قسمتی از زمین.

 

وجه دوم : با استفاده از روایات :

روایاتی در ذیل این آیه است که میفرماید مراد از این آیه شریفه مهدی آل محمد صلی الله علیه و آله میباشد.

دلیل سوم :

و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون ( انبیا / 105 )

وجه استدلال مثل آیه قبل است.

دلیل قرانی مبنی بر تشکیل حکومت جهانی :

1-      هو الذی ارسل رسوله  بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ... ( فتح /28 )

در این آیه کریمه بشارت میدهد که دین اسلام روزی بر همه ادیان دیگر غلبه خواهد کرد. و تبعا این حکومت جهانی باید بدست یک انسان جهانی باشد نه یک انسان معمولی.

2-      یُرِیدُونَ أَن یُطْفِـُواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ یَأْبىَ اللَّهُ إِلَّا أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکَفِرُونَ(32)

هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى‏ وَ دِینِ الْحَقّ‏ِ لِیُظْهِرَهُ عَلىَ الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ(33) ( توبه / 32 – 33 )

خداوند به دو نکته در این آیه کریمه اشاره دارند : اول : اراده پروردگار این است که نور خود را تکمیل کند

دوم : حکومت جهانی اسلام تشکیل شود به گونه ای که بر همه ادیان دیگر غلبه کند هر چند مستکبرین و مشرکین بدان مایل نباشند.

مشابه همین استدلال آیات 8 – 9 سوره مبارکه صف است.

همچنین آیات دیگری در سوره های مبارکه :

مائده / مجادله /  صافات /  انفال / قصص/  نور / ،  

دلالت بر وجود امام عصر میکند که میتوان به کتاب هایی مثل امامت و مهدویت ایت الله صافی گلپایگانی مد ظله  مراجعه کرد.

 

 دلیل روایی :

در ادعیه و روایات هم که بدون هیچ شبهه ای مساله وجود امام عصر به وضوح دیده میشود. برای مراجعه ای ساده میتوان به ادعیه کتاب مفاتیح الجنان و کتاب های حدیثی مراجعه کرد . روایات حضرت مهدی عج از مسلمات و متواترات است و بعید است این همه روایات آن هم از ناقلینی که از افراد موثق و معتمد بوده اند صادر شود و همه آنها هم دروغ باشد. هر چند این روایات در موضوعات مختلف است اما محتوای همه آنها این است که  مهدی علیه السلام در میان ما زندگی میکند. در زیر نمونه ای اماری از روایات امام عصر را بیان میکنیم که در یک بررسی اجمالی و احیانا ناقص گرداوری شده است.

 1. امام زمان از اهل بیت پیامبر است 389 روایت؛

2. امام زمان از فرزندان امام علی (ع) 214 روایت؛

3. امام زمان از اولاد فاطمه زهرا (س) 192 روایت؛

4. امام زمان نهمین فرزند و نسل حسین بن علی (ع) است 148 روایت؛

5. امام زمان از اولاد امام زین العابدین است 185 روایت؛

6. امام زمان از اولاد امام حسن عسگری (ع) است 146 روایت،

7. امام زمان دوازدهمین امام از ائمه اهل البیت علیهم السلام است 136 روایت؛

8. روایاتی که از ولادتش سخن می گویند: 214 روایت؛

9. روایاتی که می گویند: طول عمر او بسیار است 318 روایت؛

10. روایاتی که می گویند: بزودی غیبت طولانی خواهد داشت 91 روایت که بعضی از کتب در مورد غیبت ایشان در عصر امام صادق (ع) نقل شده است و نوشته شده است.

11. روایاتی که می گویند: در هنگام ظهور ایشان دولت اسلام جهانگیر می شود 27 روایت؛

12. روایاتی که می گویند: در هنگام ظهور ایشان زمین بزودی پر از عدل و قسط می شود 132 روایت.

 

 یکی از روایات ان از باب نمونه  خطبه ای است که پیامبر مکرم اسلام در عید غدیر خواندند و در آن فرمودند : من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ... .

هر چند "" عبارت من کنت مولاه ... " از این خطبه پیامبر مشهور است اما در ادامه همان خطبه -- که به نقل متواتر شیعه و سنی به ما رسیده به گونه ای که اگر آنرا نپذیریم هیچ سند تاریخی دیگری هم قابل اعتبار نخواهد بود و باید در علم تاریخ را ببندیم و قطعیت آن علاوه بر اینکه شاهد قرآنی دارد ( ایه تبلیغ ) از مسلمات است بدون هیچ گونه نقل مخالف و معارض  -- پیامیر صلی الله علیه و آله به این مضمون  در سه جای این خطبه ی قطعی و مسلم سخن از امام عصر به میان آورده و میفرمایند که امامت بعد از من متعلق به علی علیه السلام و بعد از علی علیه السلام  امامت در نسل اوست و تا قائم آل محمد هم ادامه میابد.

1 - « مَعَاشِرَ النَّاسِ آمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أدْبارِها... مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‏اللهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوکٌ فِىَّ ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ ، الَّذِی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللهِ وَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا.»

2-مَعاشِرَ النّاسِ، ألا وَإنِّى رَسولٌ وَ عَلِىٌّ الْإِمامُ وَالْوَصِىُّ مِنْ بَعْدى ... ألا إنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِى »

 

3-سومین فراز، اواخر خطابه و هنگام بیعت گرفتن از مردم است که می‌فرمایند:

 فَأُمِرْتُ أنْ آخُذَ الْبَیْعَةَ مِنْکُمْ وَالصَّفْقَةَ لَکُمْ بِقَبُولِ ماجِئْتُ بِهِ عَنِ‏اللهِ عَزَّوَجَلَّ فى عَلِىٍّ أمیرِالْمُؤْمِنینَ وَالأوْصِیاءِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذینَ هُمْ مِنِّى وَمِنْهُ إمامَةٌ فیهِمْ قائِمَةٌ، خاتِمُها الْمَهْدىُّ إِلى یَوْمٍ یَلْقَى اللهَ الَّذى یُقَدِّرُ وَ یَقْضی

بنابراین حدیث غدیر نه تنها ولایت امیر المومنین علی علیه السلام را ثابت میکند بلکه امامت امام عصر عج را نیز ثابت میکند.

روایت دیگر :

 در مورد دیگر نیز پیامبر ضمن اشاره به دوازده نفر بودن امامان بعد از خود، نه نفر آنان را از نسل  امام حسین(علیه‌السلام) ذکر نموده است، که نهمین آنان مهدی است، مثل حدیث : الأئمة بعدی اثنا عشر تسعة من صلب الحسین تاسعهم قائمهم ألا أنّ مثلهم فیکم مثل سفینة نوح من رکبها نجی و مَن تخلف عنها هلک.

برای اطلاع بیشتر به کتاب النجم الثاقب و یوم الخلاص و منتهی الامال و ... مراجعه کنید.

دلیل وجدانی :

منظور از دلیل وجدانی  این است که  خیلی از مردم وجود امام عصر عج را دیده اند و همچنان هم میبینند و محال است که همه ی این افراد که بسباری از انها اسوه های زهد و تقوا هم بوده اند دروغگو باشند یا اشتباه کرده باشند. افرادی نظیر : سید بحر العلوم ها و آیت الله بهجت ها و ... تا برسد به بسیاری از عوام مردم. و نیز شفا یافتگان امام عصر عج.

نکته : لازم به ذکر است که دیدار با امام عصر عج چندان غیر ممکن هم نیست و اگر کسی واقعا در این مطلب شک دارد میتواند به دستوراتی که برای ملاقات با امام عصر عج داده اند عمل کند و ببیند آن خورشید تابان را. دستوراتی نظیر چهل هفته شبهای چهار شنبه به مسجد سهله رفتن و امثال آن.

آنچه دل نویسنده را بیش از هر چیز دیگر به وجود نازنین آن امام مهربانی ها مطمئن میکند دیدن و شنیدن همین داستان ها و حکایاتی است که از علمای عادل و متقی مبنی بر ملاقات با آن جناب نقل شده ، آن هم توسط افرادی که انسان ذره ای احتمال دروغگویی در مورد آنها نمیدهد.

......................................

سوال :

چگونه ممکن است کسی عمر طولانی داشته باشد ؟

جواب :

1-هیچ دلیلی دال بر محال بودن طول عمر نیست.

2 – وقتی مساله ای با دلیل عقلی ثابت شد ، هیچ چیز دیگری نمیتواند با آن مقابله کند. ( دلیل عقلی اصولا یعنی همین. یعنی یک دلیل اثباتی  یا نفیی که میتوان آنرا مبنا قرار داد و اگر نتواند مدعای خود را ثابت یا نفی  کند که اصلا نمیتوان به آن " دلیل" گفت )  پس نهایتا این است که میگوییم نمیدانیم چگونه ممکن است کسی این همه عمر کند اما عقل میگوید همچین چیزی باید باشد. حال به هر نحوی که ممکن است.

3- در تاریخ افراد زیادی بوده اند که عمر زیاد و طولانی داشته اند . حضرت نوح علیه السلام  که به نقل قرآن کریم 950 سال عمر داشتند. و همچنین حضرت سلمان علیه السلام و افراد زیاد دیگری که با یک جستجوی ساده در اینتر نت میتوان آنها را یافت.

4- یک دلیل مبنایی : برخی معتقدند که مرگ بر اثر نقصی است که در بدن ایجاد میشود و امام معصوم که به خواص همه غذا ها و مضرات آنها آشنا است تغذیه و سلامتی اش هم  به بهترین شکل انجام میشود و هرگز نقصی در بدن مبارکش ایجاد نمیشود . بنابراین هیچ امامی به مرگ طبیعی از دنیا  نمیرود. ( تا کنون هم همه امامان ما شهید شده اند و به مرگ طبیعی از دنیا نرفته اند.)

5-مساله موت اختیاری و  نیز رابطه ی نفس و تن که این دو مطلب ، بحثی  دقیق و فنی است و این نوشته ظرفیت انرا ندارد.

6- بر عدم طول عمر امام چه دلیلی هست ؟

7 - .... .

و لله الحمد و له الشکر.