روزهای عاشقی یک طلبه

لطفا به وبلاگ جدید مراجعه کنید. 1talabe1.blog.ir

شبهای کوچه مامانای کوچه
ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/٤/۳۱  کلمات کلیدی: روزانه

محل اسکان ما یه خونه تو یه محله تقریبا نوساز و کم جمعیت هست که اطرافش باغ و زمین کشاورزی هم هست. خیابون وسیع و البته خلوت جلو خونه و همسایه هایی که وضع مالی متوسط رو بالا و بعضا پولدار هستند.شبها ساعت 10 - 11 به بعد بچه های همسایه ها میان تو کوچه دوچرخه سواری و بازی. چقدر هم بهشون خوش میگذره. حدود ساعت ده و نیم هم ماماناشون میان تو کوچه و یکی یکی داد میزنن : آرام ، عارف ، حسن ، فاطمه ... بیاین خونه بخوابین. اما بجای اینکه بچه هارو ببیرن تو خونه خودشون هم می ایستن تو کوچه و 4 - 5 نفری با هم حرف زدن.

این پروسه تا 11 و نیم و گاهی تا 12و نیم شب هم ادامه داره. 


× گاهی شبها دو سه تا دختر دوم دبیرستانی هم اضافه میشن که البته جثه انچنانی هم ندارن..

بزرگترین پسر این جمع دوستانه یه پسر اول دبیرستانی هست که با من هم ارتباط ویژه ای داره. هم حساب میبره و هم حرف شنوی داره.

این پسر هم سردسته ی بچه های کوچه حساب میشه. تازگی ها بو بردم که این پسرا  دخترا و جمعی دیگر گاهی تو کوچه خوشکل موشکل ما دسته جمعی علاوه بر دوچرخه سواری والیبال بازی هم میکنن.

خیلی واضح هست که همین الان گوشه چشمی هم به هم دارن. البته پسره وقتی من بهش میگم : خب بگو ببینم هم بازیتون تو کوچه کیا هستن ؟ اسم دخترا رو خیلی با احتیاط میبره. یعنی میترسه که ببره.

اما صلاح در این دیدم که با زبونی کمی تهدید امیز بگم که : نبینم یه بار دیگه با دخترا بازی کنی.

پسر خیلی مودبی هست . خوشکل مهربون شیطون مسجدی . نگرانشم یهو عاشق بشن و این عشق نپخته و خام سر دلش گیر کنه.

پ ن : خودم سندش رو ندیدم اما از بانو شنیدم که ایام البیض ماه رمضان ( 13 - 14 - 15 رمضان) هر کس هر روز دعای مجیر رو بخونه خدا گناهانش رومیبخشه. خب بهتره بعد از نوشتن کامنتتون برین این دعا رو بخونید.