روزهای عاشقی یک طلبه

لطفا به وبلاگ جدید مراجعه کنید. 1talabe1.blog.ir

کلاس بانو
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/٤/۳٠  کلمات کلیدی: روزانه

بانو یه کلاس قران داره. اما بازم دوست داره یه کلاس دیگه هم براش بزارم. مخصوصا خیلی دوست داره جایی سخنرانی کنه. خب هر جوونی از این که ببینه میتونه جایی صحبت کنه لذت میبره. منم بدم نمیاد براش کلاس بزارم اما برا خودم درد سر هست. چون باید حتما با ماشین ببرمش سر کلاس و بعد هم با ماشین برم دنبالش. خب چه بسا تو اون ساعت ها من جایی باشم که نتونم برم دنبالش . به همین خاطر هی دست دست میکنم. دو سه روز قبل آب پاکی رو ریختم رو دستش و گفتم :  شما بجز همین یه دونه کلاس نباید کلاس دیگه ای داشته باشی.

از دست من دلخوره. اما واقعا هیچ راه دیگه ای نداره. علاوه بر مسافت ، به کارای خونه هم نمیتونه برسه.

با این که خانوم خیلی کم حرفیه اما خیلی خیلی دلش میخاد سخنرانی کنه.!!!

پ ن : ظاهرا برا پست قبل چیز خاصی به ذهنتون نرسید.