روزهای عاشقی یک طلبه

لطفا به وبلاگ جدید مراجعه کنید. 1talabe1.blog.ir

بعد از شلوغی ها
ساعت ٦:٢٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/٥/٢۱  کلمات کلیدی: روزانه

نکته جالبی که در این ماه رمضان توجهم رو جلب کرد این بود که : اوایل ماه مبارک به هر روستایی که میری همه دارن مینالن که ای بابا ، ما یه روحانی نداریم. یکی نیست برامون نماز جماعت بخونه و چرا کسی به روستای ما نمیاد و این حرفا.

 اما همین که ماه مبارک تموم میشه یهو میبینی مساجد چیزی حدود نصفش خالی میشه و حالا این شمایی که باید بری سراغ مردم و بدوی دنبالشون که بابا مساجد رو خالی نکنید. نماز اول وقت رو ترک نکنید و ... .

توقع دارن یه ادمی 20 سال درس بخونه بعد بیاد تو روستای اونا و فقط کارش این باشه که روزی نیم ساعت بیاد مسجد و بره خونه و کاری به هیچی هم نداشته باشه. پول هم نخواد و ... .

چند روز قبل یه نظر سنجی و جلسه انتقادات و پیشنهادات داشتیم تو مسجد. کلی نامه و کاغذ برامون نوشته بودند. مضمون همه اینها تقریبا یک چیز بود. 1- تشکر از زحمات شما. 2 - ما یه امام جماعت نداریم اینجا و مسجدمون بی رونق هست. پس این همه طلبه چکار میکنن؟

جواب من : خب راحت ترین کار اینه که اجازه بدین فرزندان خودتون  طلبه بشن تا بعد از چند سال مشکل امام جماعت مساجد شهرتون حل بشه. چطور وقتی بچه هاتون بخوان طلبه بشن ممانعت میکنید و هر جوری هست سعی میکنید اونو منصرف کنین اما توقع دارین یه ادمی که تو مرکز استان بزرگ شده و کلی درس خونده بیاد تو شهر کوچیک شما براتون اینجا نماز جماعت بخونه ؟

وانگهی : کی گفته این همه طلبه ؟؟؟؟ مگه ما چقدر طلبه داریم ؟ الان شهر شما چند تا طلبه داره ؟ تهران چند تا ؟ حساب کنید خیلی کمبود طلبه داریم. خیلی خیلی خیلی .

کمی رک گفتم اما هیچ کس جوابی نداشت. همه سر ها پایین بود.

** یقین دارم و الان یقینم بیشتر شده که شغلی به قداست و پاکی طلبگی نیست. افسوس که مثل منی توفیق بهره مندی کامل رو ندارم. افتخار میکنم جارو کش حیاط یه مدرسه علمیه باشم. خاک پای یک طلبه ی خدوم باشم.


** کار در این مسجد کمی سخت بود. اخه این مسجد نو پا هست و هنوز مردم به درستی نمیدونن چکار کنن؟ معلوم نبود هیئت امنا کیه ؟ اول باید مردم رو بسیج میکردیم. دلها رو یکی میکردیم. شوق و انگیزه در اونها ایجاد میکردیم و به لطف خدا این کار انجام شد. شبهای قدر اینقدر مسجد شلوغ شد که حتی بیرون مسجد هم فرش انداختن و نشستن.

هر چند دیروز مسجد مون اول وقت کمی خلوت بود. صدای دو تا از خانوما رو از پشت پرده میشنیدم که یکی با ناراحتی میگفت :

چرا کسی نیومده مسجد؟

اون یکی میگفت : اینا فقط برا ماه رمضون میان مسجد.

اولی میگفت : خب پس بگو همون ماه رمضون هم نیان. واللللللللا .

اما همین که قد قامت الصلوة گفته شد یهو انگار یه کامیون ادم در مسجد خالی کردن.

** معمولا سعی میکنم به  شلوغی و خلوتی مسجد توجه نکنم تا اخلاصم به هم نخوره. ( هر چند همین جوریش هم اخلاثس نداریم. ) برا خدا باید کار کرد نه جمعیت و شلوغی. هر چند از اقبال مردم به مسجد خوشحال میشم.

یک مساله : دستیابی به اجتهاد در زمان ما برای کسی که توانایی و قدرت لازم را دارد ، واجب است. ( قریب به مضمون برخی فتاوا. )